اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

نقش مکاشفات در استنباط احکام و تشخیص حقایق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

3
  • سررشتۀ مُثل افلاطونى

  • این مسئلۀ مُثل افلاطونى که مرحوم آخوند در اینجا مطرح کردند همان‌طوری‌که در جلسۀ قبل عرض شد قضیه‌ای است که سررشته در علم عنائى حق دارد، مسئلۀ علم عنائى که عبارت است از تحقق صور عینیۀ خارجیه به ‌صورت علمیه در ذات حق متعال در مقام اسمیت قدیم و در مقام اسمیت قدیر که به‌واسطۀ وجود این دو اسم، صور عینیۀ اشیاء در عالم خارج، چه صور عینیۀ عالم کون و فساد که عالم شهادت است و چه صور عینیۀ عالم مبدعات و مبتدعات و مجردات که عالم غیب است، در ذات حق در آن حقیقت اسمیه تحقق علمى‌ دارند. این مطلب مطلبى است که می‌بینیم بسیارى از افراد در کیفیت تصور این مطلب داراى مسائل و اختلافاتى هستند همان‌طوری‌که در توحید علمى ‌و عینى این مسئله به چشم مى‌خورد که کیفیت تصور این صور و کیفیت برداشت این حقیقت علمیه نزد بسیارى از بزرگان با آنچه را که در نزد عرفا بود متفاوت است.

  • وجود عینى خارجى در عالم اعیان عبارت از همین نفس تحقق تعیّنات است که این در عالم کون و فساد مُشاهَدِ ما و در عالم تجرد و غیب به‌واسطۀ حصول به آن مرتبه، محسوسِ ما خواهد بود، حالا چه نسبت به عالم شهادت که در بیدارى و در مرآی و منظر احساس تعیّنات خارجى مى‌شود و چه به‌واسطۀ غلبۀ نوم و اتصال مثال متصل به مثال منفصل در بیدارى، این وجود حقائق خارجیۀ مثالیه و برزخیه براى بسیارى از افراد هم قابل رؤیت هست و همان‌طوری‌که براى خود افراد خارجى [اشیاء] به‌صورت اعیان خارجى قابل مشاهد است. و جالب اینجاست که آن رؤیتى که در عالم مثال و برزخ براى افراد حاصل مى‌شود آن‌قدر قوى و طبیعى است که در خیلى از اوقات با تحقق حادثۀ خارجى اشتباه گرفته مى‌شود؛ یعنى وجود آن احساس صور مثال منفصل به‌واسطۀ مثال متصل که همان ذهن رائى است مثل وجود خارجى اعیان محسوسه در مرآی و منظر است. لذا بسیارى از افراد را مى‌بنییم که ادعاى رؤیت ظاهرى مى‌کنند درحالی‌که یک هم‌چنین مسئله‌اى انجام نشده و تحقق پیدا نکرده است!