اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل می‌شوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین می‌شود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایین‌تر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان می‌رسد.

تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل می‌شوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین می‌شود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایین‌تر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم

8
  • تلمیذ: براى ذات حق هم مى‌شود این زمان را ثابت کرد؟

  • استاد: خب باشد.

  • تلمیذ: یعنى برای خدا هم زمان می‌خواهد؟‌

  • استاد: زمان خدا زمان دهرى است؛ اول ندارد ولى این اول، زمان مترتب است بر اینکه باشد...

  • تلمیذ: یعنى خود خداوند هم براى خودش یک نوع احساس گذشت مى‌کند؟

  • استاد: نه، چون او اول ندارد لذا احساس گذشت هم نمى‌کند. ببینید ما اول فرض کردیم. صبح که از خواب بیدار مى‌شوید اولِ شما وقتِ انتباه شما است و آن وقتِ خواب نیست. وقت انتباه، شما یک‌دفعه یک اوّلى احساس‌ مى‌کنید گرچه قبلاً در بستر زمان بودید ولى این بقاء را [احساس نمی‌کنید] اسم آن بقایى که نبوده و بعد بوده، زمان مى‌گذارید. خب خدا که این‌طور بوده است و اوّلى ندارد. لذا در آنجا ثابتات است. اینکه مى‌گوییم: در آنجا زمان نیست به معنای این است که براى زمان، اوّلى فرض مى‌شود. الآن من این کتابى را که به این کیفیت بود باز کردم، این را که باز کردم کنتور شروع به انداختن کرد؛ یک، دو، سه، چهار. الآن این کتاب را مى‌بندم وقتى که کتاب بسته شد این کنتور ایستاد؛ یعنى این فاصلۀ بین باز و بسته شدن را ضبط مى‌کند، اسم این را زمان مى‌گذارند. حالا اگر از این اولِ اول اصلاً اوّلى نبوده که این کتاب باز بشود و همیشه این کتاب همین‌طور بسته بوده است شما چه زمانی مى‌توانید براى باز شدن این کتاب وقتى را تعیین کنید؟! این ثابت مى‌شود. اینجاست که مسئلۀ بین مجردات و غیرمجردات خودش را نشان مى‌دهد؛ یعنى بین مبدعات و مبتدعات و بین متکوّنات و عالم شهادت و بین عالم غیب و عالم ظهور، اینها مى‌آیند خودشان را از حیث زمان نشان مى‌دهند.

  • زمان در متکوّنات خارجى

  • شما نمى‌توانید یک وقتى را براى خلق جبرائیل تعیین کنید که در یک وقت مثلاً ملائکه و عالم نفوس و عالم عقول خلق شدند و از آن‌وقت شروع به این حرکت شد چون شما در هر نقطه‌ای از این دست بگذارید مى‌بینید قبل از این همین‌طور به همین کیفیت بوده است ولى در مورد این اشیاء و متکوّنات خارجى این‌طور نیست. این شخصى که الآن بیست سال دارد با یک قامت 180 [سانتی‌متری]، ده سال پیش او ده سالش بود با یک قامت یک مترى یا 120 سانتى متری. این را می‌بینید و این دیگر زمان نیست که بخواهید [انکار] کنید، او این مقدار بود و الآن تبدیل به این مقدار شد. بدن او کوچک بود، در پنج سالگی چقدر و چند کیلو بود؟ یک سالگی چقدر بود؟ و بعد اصلاً مى‌رود [به اینجا می‌رسد که] از نظر ظاهر وجودش در این دنیا نبود. اینکه ما مى‌گوییم که از نظر ظاهر نبود؛ یعنى شما با همین دید و بصر نمى‌توانید در آن ‌وقتى که این طفل از شکم مادر متولد شده در همان لحظه بیست‌سالگى او را ببینید، این معنا و منظور زمان مى‌شود. الآن شما روز اول او را مى‌بینید، روز دوم که شد روز دوم او را مى‌بینید. روز سوم که شد [روز سوم را می‌بینید]. لذا مى‌گویید که زمان در متکوّنات خارجى هست. این بقاء را شما در اینجا احساس مى‌کنید نه در ثابتات، در ثابتات اصلاً بقا را احساس نمى‌کنید چون ثبوت است و گذشت را احساس نمى‌کنید چون گذشت در جایى هست که ابتدایى باشد و وقتى از اول ابتدا نبود، شما چه گذشتى را احساس مى‌کنید؟! چه چیزى را احساس مى‌کنید؟! ما که الآن تاریکى و سیاهى و سفیدى را احساس مى‌کنیم به‌خاطر این است که مفاهیم و صور متضادۀ خارجى را احساس مى‌کنیم و مى‌گوییم که الآن رنگ این سنگ، سفید است و سیاه نیست. اگر از آن اول که متولد مى‌شویم ما را در یک اتاقی بگذارند که تمام این اتاق سنگ سفید است و ما همین‌طور در این فضا بالا بیاییم فرض کنید که غذایى که به ما مى‌دهند [سفید باشد و همین‌طور] بالا بیاییم و رشد که می‌کنیم و حتى لباسى که مادر مى‌پوشد [سفید باشد] و لباس قرمز، سفید، سیاه، زرد و اینها را نبینیم، از آن اول بچه [همه چیز را سفید ببیند]، یا یک مطلب دیگر اینکه یک عینکى از آن اول به چشم این بچۀ بیچاره بزنند [تا همه چیز را سفید ببیند دیگر صور متضاده احساس نمی‌کند].

/