اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم

تحلیل جایگاه صور علمیه در نظام هستی و نسبت آن با زمان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل می‌شوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین می‌شود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایین‌تر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان می‌رسد.

تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم

3
  • تلمیذ: اینکه لازمه‌اش اصالت دادن به زمان و مکان است. چون زمان هم تابع مکان است، مکان هم که اعتباری است پس در این صورت تحقق خود ...

  • استاد: نه، اصالت دادن نیست.‌

  • تلمیذ: وقتى متفرق باشد بر اینکه یک شیئی تحققش در زمان باشد باید خود زمان قبلاً باشد تا در آن ظرف بیاید تحقق پیدا کند.

  • اعتباری بودن زمان و مکان

  • استاد: نه، همان‌طورى‌که عرض کردیم ـ البته خود ایشان هم در بحث زمان و اینها مى‌گویند ـ خود زمان و مکان روى آن مبناى ما دو امر اعتبارى است؛ یعنى دو اعتبارى است که روى آن اعتبار، ریشه‌اش یک ریشۀ حقیقى است منتها حکمى‌ را که عقل‌ بر آن اصل و بر آن مبدأ مى‌کند، حکم اعتبارى مى‌شود. حالا این در مسئلۀ مکان یک‌قدرى پیچیده‌تر است، در مسئلۀ زمان چه گفتیم؟ زمان چه حقیقتى دارد؟ آیا زمان به معنای ساعت و عقربۀ ساعت است؟ که به یک حرکت کوانتومی ‌از دوازده همین‌طور شروع به گشتن مى‌کند و هیچ فاصله‌اى بین آنها نیست؟! یعنى یک درجه‌اى که مى‌خواهد طی بکند در همان درجه ثبوت ندارد بلکه حرکت دارد؛ یعنى در نفس زمان در هر مرتبه‌اى نمى‌توانید ثبات و استقرار تصور کنید و استقرار متناقض با زمان است.

  • تعریف بعضى از متکلّمین قدیم براى حرکت بطئیه

  • در جایى که استقرار هست مثل همین تعریفى که بعضى از متکلّمین قدیم براى حرکت بطئیه کردند و گفته‌اند که کثرت سکنات در آن حرکت، اصلاً مفهوم و معناى سکون با حرکت جور درنمى‌آید! مثل اینکه شما آب قلیل و کثیر را باهم بگویید که وجود خشک بودن و جَفّیّت در این ماء و عدم وجود آن در آب کثیر! خب این اصلاً چطور باهم جور درمی‌آید؟! آب که یک مایع سیلان و رطوبت است خب رطوبت با جفاف منافات دارد پس چطور مى‌شود این دوتا را در کنارهم قرار داد؟! حتى اگر یک قطره هم باشد در آن رطوبت واقع است و این مانع و متناقض با خشکى است. خشکى یک مفهومى است ‌که طارد میعان و رطوبت است و رطوبت مفهومی است که طارد خشکى و جفاف است و این دو در کنارهم قرار نمى‌گیرند.