اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی

تبیین اتحاد علم الهی به صور علمیه و حقایق عینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز می‌شود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه می‌یابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاه‌های سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید می‌کنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچ‌گونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام پدیده‌ها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آن‌ها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آن‌ها اتحاد دارد.

علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی

4
  • این نقاش‌هایى که خیلى ماهر و خیلى بزرگ هستند صورت‌هایی که انسان مى‌بیند اگر ذهنش به‌سمت آن شخص خارجى هم برود خیلى به‌نحو گذرا مى‌رود ولى به خود نقش خیلى توجه مى‌کند. من‌باب‌مثال تابلوهایى که مى‌کشند این تابلوها خیلى ارزش دارد ارزش تابلوها به این نیست که یک مابإزاء خارجى دارند بلکه به خود این تابلو ارزش مى‌دهند و [می‌گویند که] خود این نقاش چقدر ماهر بوده است.

  • من‌باب‌مثال کمال‌المک آن نقاش خیلى معروف ایرانى که در حدود صد سال پیش بوده و خیلى از نقاش‌هایى که زبردست بودند شاگردان او بودند. او خیلى عجیب بوده است و نقاشى‌هاى او و آن تصاویرش تصاویر خیلى ارزشمندی است.

  • یک داستانى هم نقل مى‌کنند ـ خیلى آدم تعجب مى‌کند که واقعاً چه مردانگى‌ها و لوطى‌منش‌هایى وجود دارد که این اشخاص این اوصاف را دارند و مایى که این‌همه مدعى هستیم از این مسائل بى‌بهره هستیم ـ که چند نفرى پیش او به نیشابور رفته بودند. الآن قبرش در نیشابور کنار قبر شیخ محمد فریدالدین عطار نیشابورى است؛ فریدالدین عطار آن عارف بزرگ؛ بسیار جلالت هم دارد خیلى خیلى جلالت دارد. پیش او رفته بودند و صحبت این بود که یکى از افراد یک کار خلافى کرده بود. قضیه درست یادم نیست و من جایى مى‌خواندم. شخصی یک حساب و کتابى با همین کمال‌الملک داشت و مى‌خواست سوءاستفاده‌اى بکند و ظاهراً براى اینکه کسى تعقیبش نکند یک نامه‌اى جعل مى‌کند و عجیب اینکه چطور امضاى کمال‌الملک و آن مهر را پیدا مى‌کند و به این نامه‌ مى‌زند و امضا مى‌کند که شما از تعقیب این فرد صرف‌نظر کنید. این نامه به طهران مى‌رود و به آنها مى‌دهد وقتى که آنها بررسى مى‌کنند یک نفر که خوب دست‌خط کمال‌الملک را مى‌شناخت یک‌دفعه متوجه مى‌شود که این نباید دست‌خط او باشد. گرچه آن شخص خیلى سعى در تقلید داشته است ولى طبعاً خب فرق مى‌کند. آن موقع که لرزه‌نگارى و اینها که نبود و تشخیص نمى‌دادند.