اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی

تبیین اتحاد علم الهی به صور علمیه و حقایق عینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز می‌شود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه می‌یابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاه‌های سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید می‌کنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچ‌گونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام پدیده‌ها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آن‌ها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آن‌ها اتحاد دارد.

علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی

6
  • علیٰ‌کل‌ّحال اینها هم بودند؛ اینها هم این قسم بودند و حالا در پیشگاه عدل الهى به کدام دو مسئله خدا توجه مى‌کند؟! به شرب خمرى که این مى‌کرد یا به این کارى که این انجام داد و به این گذشتى که در اینجا کرده است؟! خدا به کدام عمل پاداش مى‌دهد؟! خدا به کدام یک از این دو نحوه فعل و کار نگاه مى‌کند و با بنده‌اش برخورد مى‌کند؟! بله، من که خیال مى‌کنم که خدا به آن باطن نگاه کند! من این‌طور تصور مى‌کنم! حالا شما آقایان یا کسان دیگر شاید طور دیگرى تصور دارید، آن را بنده نمى‌دانم و مسئله را به روز قیامت موکول مى‌کنیم تا در آنجا ببینیم که حکم و داورى الهى نسبت به افراد و نسبت به اشخاص چگونه است! خلاصه این مسائل این‌طور است دیگر و حساب و کتاب این است.

  • یک وقت یکى از این دوستان اطباء ـ از دوستانى که الآن هم هستند و توفیق رفاقتشان را داریم ـ در مشهد پیش مرحوم آقا رضوان الله تعالی علیه آمده بود و گفته بود که آقا پریروز شخصى در اینجا آمده بود و کسالتى پیدا کرده و به یکى از همین اطباى قلب تلفن کرد و گفته که من آقاى طهرانى هستم و کسالت دارم! آن دکتر هم نمى‌توانست‌ برود و به هواى اینکه این مریض، [مرحوم علامه] است به آن دستیارش تلفن کرده که برود و به مسئله رسیدگى کند یا مثلاً به بیمارستان بیاورند و رسیدگى کنند. فردایش [آن دکتری که با مرحوم علامه آشنا بود] را دید گفته که آقاى طهرانى مریض شدند و چه شده و یک هم‌چنین چیزى تلفن شده است و من الآن مى‌خواهم بروم و ایشان را ببینم ولى او وارد بوده است و گفت که آقاى طهرانى که اهل این حرف‌ها نیست که تلفن کند بیایید من طهرانى هستم و دکتر بفرستید و معاینه بکنید! شما که ایشان را مى‌شناسید! ایشان که اهل این مسائل نیستند و آن‌هم خب گفت که من هم خیلى تعجب کردم و گفتم: شاید ضرورت پیش آمده است.