
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
تبیین اتحاد علم الهی به صور علمیه و حقایق عینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی میپردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز میشود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه مییابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاههای سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید میکنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچگونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمام پدیدهها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آنها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آنها اتحاد دارد.
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
7علیٰکلّحال بعد به اتفاق هم بلند شدند و رفته بودند آن شخص را که در آنجا بسترى بوده دیده بودند! دیدند که اصلاً این شیخ است! این نهتنها سید طهرانى نیست بلکه شیخ است و فامیلیاش هم اصلاً طهرانى نیست و یک فامیلی دیگر و اسم دیگرى دارد و اصلاً به طهرانى هم معروف نیست! اهل یکى از شهرستانها بود منتها از اینجا اطلاع داشت و وضعیت آقا و پزشکانى که با ایشان [در ارتباط] هستند [را میدانسته است] و دیگر حالا چه جهتى بوده ... . بعضى خواستند پیگیرى کنند مرحوم آقا گفتند که چرا این حرفها را میزنید و چرا اینطور مىکنید؟! حالا اقلاً اسم ما یک فایدهاى داشته است! حالا ما بایستى که بیاییم این قضیه را پیگیرى کنیم؟! الحمدلله که خدا حداقل اسم ما را وسیله قرار داده است! گفتند که دیگرى هم بیاید همینطور [استفاده کند] چه تفاوتى مىکند؟! اگر اینقدر یک عرضه از اسم ما بربیاید که این بتواند یکى دیگر را معالجه کند خب بگذار بکند بگذار بقیه هم بیایند بگویند که طهرانی هستیم! دومى هم بیاید سومى هم بیاید بگوید که من طهرانى هستم!
این مرام مرام [اینها] است. بایست که روی این مسائل فکر کرد و دیگر اینها چیزهایى است که اینطرف و آنطرف بهدست نمىآید و این خصوصیات پیدا نمىشود و این اخلاق و این رفتار رفتارى است که باید انسان روى اینها بیشتر تأمل کند.
علیٰکلّحال قضیه این است و من بعضى از اوقات وقتى که کتاب، قصه، داستان و قضیهای مىخوانم که حکایت از بعضى از نکات دارد خیلى تحت تأثیر قرار مىگیرم که ما که آمدیم و خودمان را داعى براى سبیل إلى الله قرار دادیم و نمایندۀ رسول خدا در روى کرۀ ارض که هیچ، بلکه روى منظومۀ شمسى و همۀ کهکشانها وانمود کردیم و آن ادعا را همراه خود مىبریم، به کمترین خصلت از خصائل انسانى متصف نیستیم و به کوچکترین وصف از اوصاف پسندیدۀ انسانى موصوف نیستیم و فقط همین صرف پرداختن به زىّ ظاهرى و آراستن و سرهم کردن جملات و تعابیر و خلق خدا را به بیراهه کشاندن و از راه و مسیر نگه داشتن [مشغولیم] دیگر حالا هر کسى خودش مىداند با معتقدات خودش!
