
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
تبیین اتحاد علم الهی به صور علمیه و حقایق عینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی میپردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز میشود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه مییابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاههای سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید میکنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچگونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمام پدیدهها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آنها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آنها اتحاد دارد.
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
3نقوش اعتبارى این است که انسان خودش یک مدرسهاى را در ذهن تصور مىکند بدون اینکه وجود خارجى داشته باشد و بعد آن نقش را منتقل مىکند؛ این وجود خارجى ندارد ولى بالأخره هر کسى که نگاه مىکند، در این نگاه فقط رنگ را نمىبیند یعنى نمىبیند که اینجا آبى و اینجا قرمز و اینجا سیاه است بلکه در پس این سیاهى، آبى، قرمز و زردى یک واقعیت خارجیه را مىبیند؛ چه آن واقعیت خارجیه باشد یا نباشد یعنى ذهن به یک واقعیت خارجیه منتقل مىشود که بین این واقعیت خارجیه ـ دقت کنید که چه مىخواهم بگویم! اینجا خیلى بزنگاه مسئله است! ـ و بین این نقش اختلاف است؛ یعنى نقش یک مسئله در ذهن من یا در این کاغذ است و واقعیت خارجیه یک مسئلۀ دیگر و امر دیگرى است که یا این وجود دارد یا وجود ندارد آن دیگر بحثى در او نیست ولى وقتى که ذهن مخاطب به این نقش مىافتد به آن واقعیت خارجیه توجه مىکند و میپرسد که این عکس مدرسهای که شما در اینجا کشیدید در کدام شهر و کشور است؟ چه زمانى بوده است؟ این مدرسه چندتا دانشجو یا طلبه داشته است؟ این سؤالاتى که مىکند، سؤالات از نقش نمىکند، اگر بخواهد از نقش سؤال بکند یک مسئلۀ دیگرى است که بخواهد به خود نقش نگاه بکند. یعنى وقتى که مطمئن شد یک قضیهاى ماوراء آن هست یا نیست آنوقت مىآید نگاه مىکند و مىگوید که حالا ببینم که چه میزان مهارت در این نقش به خرج داده است.
تفاوت نقش و صورت با واقعیت خارجیه
یعنى مسئلۀ نقش و صورت با مسئلۀ آن واقعیت خارجیه، دو حقیقت متفاوته است؛ این حقیقت حقیقت صوریه است و براى خودش استقلال دارد، چه آن مدرسه در خارج باشد یا نباشد، و آن مدرسه هم براى خودش استقلال دارد چه این نقش باشد یا نباشد، اینها دو حقیقت جدا هستند و هیچ ارتباطى بههم ندارند. بله، این حکایت از آن مىکند. گاهى انسان به خود نقش نگاه مىکند یعنى براى او خود نقش مهم است.
