اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

5
  • تمام محفوظات ما براساس معلوم خارجى ماضیه

  • علىٰ‌کلّ‌حال این معلوم خارجى باید یک وجودى داشته باشد والاّ که خب اگر نداشته باشد این [علم] به چه چیزى مى‌خواهد تعلق بگیرد؟! دقت کنید! ببینید به کجا داریم مى‌رسیم! صورت شخصى که در خارج وجود ندارد آن صورت را مى‌خواهیم بیاوریم، باید چه‌کار کنیم؟! باید سراغ دیروزش برویم و به امروز کارى نداریم امروز نیست و تمام محفوظات ما براساس معلوم خارجى ماضیه و گذشته است، به آینده که نمى‌توانیم دسترسى و اطلاع داشته باشیم و چون نمى‌توانیم این صورت را از خارج بیاوریم پس به دیروز برمى‌گردیم. من چون او را دیدم الآن مى‌توانم صورت او را تصور کنم. من چه کسانى را دیدم؟ الآن مى‌توانم بشمارم، بعضى‌ها درست است، یکى‌یکى آنهایی را که دیدم صورت‌ها را در ذهن مى‌آورم و به‌طورکلی انسان با خاطراتش زنده است! مى‌گویند: شخص با خاطراتش هست.

  • پس بنابراین صورت علمیۀ فعلى باید منشأ خارجى داشته باشد اگر دیروز شما این صورت را نمى‌دیدید الآن این صورت [را تصور نمی‌کردید]. معلوم بالذات که معلوم بالعرض ندارد فعلاً معلوم بالعرضش دیروز بود و معلوم بالعرض فعلى ندارد الآن صرفاً معلوم بالذات دارد یعنى دو مسئله محقق شد؛ یکى معلوم بالذات و دوم آن حقیقت علمیه که ربط بین نفس و بین آن معلوم بالذات خواهد بود. این الآن حاصل شده والاّ شخص الآن در مقابل نیست. حالا به گذشته مى‌رویم؛ در گذشته شما یک فردى را که در ده سال پیش دیده‌اید و مى‌خواهید آن فرد را در ذهن بیاورید در ذهنتان مى‌گردید و وقتى پیدایش کردید می‌گویید: یک هم‌چنین کسى منظور تو است؟ درست است من ده سال پیش با اتوبوس داشتیم به جایى مى‌رفتم باهم کنار هم روی صندلى نشسته بودیم و دو ساعتى هم باهم بودیم. یک‌دفعه آن حقیقت معلوم بالعرضى که در ده سال پیش اتفاق افتاده بود شما آن معلوم بالذاتى را که از او انتزاع کردید آن انتزاع و آن ارتباط بین شما و معلوم بالعرض که معلوم بالذات نفسى است و در نفس شماست آن معلوم بالذات را شما دوباره بعد از ده سال احضار کردید.