اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

6
  • مى‌گویند: بعضى‌ها حافظه‌شان خوب [نیست] یک ساعت پیش را یادشان نیست چه خورده‌اند و با چه کسى بوده‌اند اما بعضى‌ها حافظه‌شان خیلى [خوب است]. مى‌گویند: خیلى حافظۀ خانم‌ها قوى است! یکى مى‌گفت: من خیال مى‌کنم اینها هاردشان صد گیگ اطلاعات مى‌تواند [ذخیره کند]؛ مى‌گوید: شش سال پیش در خانۀ فلانی خورشت قورمه‌سبزى که خوردیم خوشمزه‌تر بود یااینکه من امروز درست کردم؟! می‌گویم: من یادم نیست صبحانه چه خورده‌ام و راست‌راستى یادم مى‌رود که مثلاً صبح چه خورده‌ام تو شش سال پیش خانۀ فلانى را از من می‌پرسی؟! یا می‌گوید: آن لباسى که تن او بود هفت سال و شش ماه و سیزده روز پیش در فلان جلسه دیدى؟! آن لباسش چقدر قشنگ بود و نمى‌دانم‌ چه بود و این حرف‌ها، آن بهتر است یااینکه من الآن دارم؟! چه هاردى اینها دارند ماشاءالله که این مسائل را به این دقت [ذخیره می‌کنند]! این قدرت خدا است که این‌طور باید حفظ کنند و نگاه دارند یعنى آن چیزهایى که باید محوش کنند آنها را اتفاقاً سفت نگه مى‌دارند؛ یک دفعه به من اخم کردى، آن دفعه جواب من را ندادى، آن دفعه داشتم با تو حرف مى‌زدم حواست جاى دیگر بود و... مرد وقتى که به خانه مى‌آید نباید حواسش جاى دیگر باشد فقط باید حواسش به مخدره باشد! حالا بابا من حواسم رفت عفو از بزرگان است تو ببخش! نه‌خیر این حرف‌ها چیست، چطور با رفقا مى‌نشینید حرف می‌زنید خوب حواستان جمع است و وقتى با ما حرف مى‌زنید این‌طور هستید؟! از این مسائل را یادشان مى‌ماند و نمى‌دانم خدا چرا اینها را دیلیت1 نمى‌کند و اینها را خیلى خوب نگه مى‌دارند! آن‌وقت اگر آدم هزارتا محبت بکند همه یادشان مى‌رود و می‌گویند: کِى؟! برو بابا واسه آن کردى واسه آن کردى و... خلاصه هارد آنها خیلى زیاد است صد گیگ یا بیشتر خیال مى‌کنم جا بگیرد!

  • تمام اینها همه مى‌بایست منشأ خارجى داشته باشد و شما حتى منشأ خارجى را هم در ذهن ندارید که چه منزل و منظری بوده و خودتان مى‌خواهید خلق کنید و خودتان مى‌خواهید یک منزل طراحی کنید، آن منزل وجود خارجى تا الآن ندارد، این مابإزائش چیست؟ این‌هم مابإزاء دارد، آن طرّاح تا شیروانى را ندیده نمى‌تواند بیاورد روى منزل بگذارد. تا بتن را در جایى ندیده الآن نمى‌تواند آن بتن را بیاورد و ستون و فونداسیون و اینها برایش درست کند. حتماً یک جا دیده است! التفات کردید؟! دارید متوجه مى‌شوید کجا مى‌خواهم بروم! اجزائش را یک جا دیده جزء آن را یک جا دیده آن جزء را برداشته آورده اینجا گذاشته، دستشویى را یک جا دیده دستشویى را برداشته آورده اینجا گذاشته، حمام را یک جا دیده برداشته آورده اینجا گذاشته، این اتاق را هم همین‌طور، اینجا همه را دیده بعد دارد همۀ اینها را با همدیگر ترکیب مى‌کند و مونتاژ و سرهم مى‌کند و مى‌گوید: حالا درست شد. حالا روى کاغذ مى‌آورد؛ اینجا فونداسیون است، آهن باید اینجا بخورد و ستون باید اینجا بخورد و ... . تمام اینها را مى‌آید ترسیم مى‌کند و روى آن را سقف مى‌زند، دوباره طبقۀ دیگر همین‌طور، بعد درستش مى‌کند و ساخته و پرداخته دست معمار مى‌دهد و مى‌گوید: طبق همین نقشه و به همین کیفیت انجام بده، درحالی‌که این اصلاً وجود خارجى ندارد. بله، الآن این نقشه وجود خارجى عینى ندارد ولى این صورت علمیه‌اى که الآن در ذهن این مهندس آمده باید منشأ داشته باشد حالا یا کتابهاى ژورنال را برداشته ورق زده و آن نقشه‌ها را نگاه کرده، یا چندتا ساختمان را آورده در کنار هم گذاشته و از اینها ترکیب کرده یا خودش رفته یک جایى این چیزهاى متعدد را دیده یا خود اجزاء را در جایى مشاهده کرده است بالأخره نمى‌شود هیچ معلوم بالذاتى وجود داشته باشد الاّ اینکه ـ البته نسبت به اشیاء خارجى، نسبت به حقایق ذهنیه خود معلوم بالذات با معلوم بالعرض هردو یکى است که در آنجا همان علم حضورى مطرح است ـ معلوم بالعرض خارجى وجود داشته باشد حتى در مورد ما هم مسئله باید به این کیفیت باشد؛ حالا یا معلوم بالعرض خارجى و خطابى باید باشد یااینکه نه معلوم بالعرضش قبلاً باید وجود داشته باشد و فقط الآن احضار آن صورت در اینجا هست.

    1. . Delete:حذف کردن. (محقق)