
حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم
تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم میکنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح میدهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آنها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهرهگیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن میشود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به ارادههای متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرجالحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجهای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیتهای هستی میرسد.
حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم میکنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح میدهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آنها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهرهگیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن میشود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به ارادههای متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرجالحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجهای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیتهای هستی میرسد.
حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم
11شما الآن در اینجا نشستهاید یک وقتى این درى که روبروى من است و درِ کمد است، باز است و بین من و آنجا تقریباً سه متر فاصله است و این در کمد باز است. چشمم الآن دارد آن محتویات کمد را مىبیند. آیا مىتوانید بگویید: قضیه در اینجا قضیۀ مثالى و برزخى و این حرفها است؟! نه، الآن در باز است و سه متر فاصله است و شما دارید مىبینید که آنجا یک جانماز و قرآن و یک قوطى دوا هست یک کاسه و ظرف هست و آن چیزهایى که محتویات کمد است را الآن دارید مىبینید و کسى هم نمىتواند بگوید که این الآن صورت برزخى مثالى است، نه همان رؤیت خارجى است که بهواسطۀ انعکاس نور که آمده به قرنیۀ ما خورده و آنهم رفته به شبکیه و... خلاصه یک چیزهایى فهمیدهایم که آنجا این خبرها هست. حالا شما در را ببندید و وقتی که در را مىبندید یکدفعه تمام آنچه که در اینجا هست همه محو مىشود براى افرادى که چشم آنها نمىتواند عبور کند. براى باز شدن و این انکشاف بعدى، دوباره نیاز و احتیاج به باز شدن در کمد خواهد بود. حالا اگر من یک عینکى گذاشتم ـ مىگویند: یک عینکهایى تازه درآمده خیلى عالى است!! ـ و با این عینک آن در را رد کردم مثل اشعههاى اتمى، عکسبرداری و اشعههاى گاما و فلان، اینکه مىآید رد مىکند با اسکن با امآرآی یا با موج مثل سونوگرافى و امثالذلک بالأخره جنبۀ مادى و فیزیکى دارد و متافیزیکى ندارد، شما با همین [میبینید] درحالیکه چشم شما نمىبیند اما وقتى که این عینک را گذاشتید میگویید: بهبه چه چیزهایى دارم مىبینم! خیلى عالى شد! با این عینک نه مثالى آمده نه خوابى نه مکاشفهاى هیچ چیز در اینجا تحقق پیدا نکرده فقط آلت فیزیکالى عوض شد، متافیزیک نشد بلکه همان جنبۀ مادى در اینجا تغییر پیدا کرد و یک عینک گذاشته که عینک شیشه است و یک زوایاى خاص خودش را دارد، شما آن جانماز و قرآنی که قبلاً در باز بود همان را باز الآن دارید مىبینید. حالا فرض کنید که یک نفر هست که عینک هم ندارد و از همینجا دارد نگاه مىکند درحالیکه در بسته است مىگوید و با دستش هم اشاره مىکند که آن عینکى که اینجاست در اینجا میگذارد و دیگر کسى نمىتواند ببیند و این را دستگیر کند. مىگوید: آقا من چیزى ندارم! تو چه چیزى را مىخواهى بگیرى؟ مگر جرمى کردم کارى کردم مگر مسئلهاى بود؟!
