اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

12
  • یک دفعه ما به یکى از رفقا مى‌گفتیم که این اولیاء خدا که علم غیب پیدا مى‌کنند آیا به همه چیز علم غیب پیدا مى‌کنند؟ به همۀ مسائل؟! خب قضیه خیلى چیز مى‌شود! کمی راجع به آن فکر کردیم دیدیم کار به جاهاى خیلى ظریف و عمیق و دقیق کشیده مى‌شود! گفتیم: إن‌شاءالله چشمشان را مى‌بندند والاّ خب آنها حسابشان [فرق دارد]! آن کسی که فردای دیشب به آدم مى‌گوید: دیشب فلان خطور در ذهن تو پیدا شد، خطور در ذهن را مى‌گوید آن‌وقت چیزهاى دیگر را نمى‌تواند بگوید؟! حاشا و کلا!

  • نتیجۀ تصرف در صورت مثالى انعکاس در صورت خارجى

  • عرض کنم حضورتان که این‌ مسئله را که الآن دارد مى‌بیند و با دست اشاره مى‌کند چه چیزی را دارد مى‌بیند؟ یک مسئله‌اى که از این فیزیک و از این عنصر طبیعى قدرتش خارج است ولى با غیر از این عنصر طبیعى دارد طبیعت را مى‌بیند نه چیز غیر طبیعت را، اگر قبلاً یادتان باشد در سال گذشته در انطباق بین صور مثالى و بین صور خارجى من یک چیزى گفتم؛ گفتم: وقتى که ولىّ خدا ـ حالا پیغمبر یا امام و یا ولىّ خدا باشد ـ مى‌خواهد تصرف بکند آن تصرفش در صورت مثالى است و نتیجۀ تصرف در صورت مثالى فرقى ندارد نتیجۀ تصرف در صورت مثالى انعکاس در صورت خارجى است یعنى وقتى که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‌آید اشاره مى‌کند ماه را نصف مى‌کند، در واقع آن صورت مثالى ماه را نصف مى‌کند و در خارج تحقق این تقسیم و انتصاف این قمر در اینجا براى افراد این‌طور ظاهر و بارز مى‌شود یعنى این قضیه در خارج انجام مى‌شود نه‌اینکه فقط رؤیت بشود. این در خارج انجام مى‌شود و نصفى این‌طرف مى‌رود و نصفى هم آن‌طرف مى‌رود و همه این مسئله را مشاهده مى‌کنند. امروز یک قدم بالاتر از این و عمیق‌تر از آن مسئله مى‌خواهم به حقیقت مطلب برسم؛ صحبت ما در امروز این است که براى آن کسى که این رؤیت حاصل مى‌شود دیگر برزخ و خارج یکى مى‌شود. دیگر یک وجود است؛ یعنى یک اتحاد برقرار مى‌شود؛ بین انسان و صورت برزخى و همان حقیقت خارجى، و از آنجایى که بین علت و معلول باید اتحاد باشد و انفکاک مستحیل است، به همان کیفیت سلسلۀ علیت برزخ و مثال اشراف پیدا مى‌کند که هم مثال در آن هست و هم عین آن حقیقت ملموس و مشهود خارجى؛ به یکى. لذا من دارم الآن قرآن را مى‌بینم درحالی‌که در بسته است. من الآن دارم آن جانماز را مى‌بینم، من آن ظرف را مى‌بینم و نقشى که بر آن ظرف بسته است را دارم می‌بینم. در را باز کن تا ببینى. درحالی‌که باب‌ها مقفل است و نمى‌تواند ببیند این اتحادى که دارد الآن مى‌بیند این اتحادِ گذشت زمان‌ و بیرون آمدن از قانون زمان است یعنى وقتى نفس انسان از قانون زمان و مکان بیرون مى‌آید دیگر این حجره و آن حجره براى او مکانیت خودش را ازدست مى‌دهد که بخواهد به‌عنوان حاجب براى این باشد پس آن علم عنائى حق نسبت به این جلسۀ روز یکشنبه در مدرسۀ فیضیه با نفس خود همین جلسه متحد مى‌شود. این نتیجۀ بحث است.

/ 0