اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

1
  • درس هفتصد و نهم

  • کیفیت علم عنائى حق (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • نفس علم عنائى حق مساوى با معلوم خارجى

  • صحبت در کیفیت علم عنائى حق به اینجا رسید که خود نفس علم عنائى مساوى با معلوم خارجى است و اینکه در بین لسان بعضى از حکما یا از غیر آنها از افراد غیرمطلعین ابراز مى‌شود و همین‌طور کسانى که خودشان را در سلک اهل معرفت درآوردند ولى هنوز آن کشف حقایق در ضمیر و نفس آنها متحقق نشده است آنها از مقام علم عنائى به حضرت اجمال تعبیر مى‌کنند که درقبالش مقام تفصیل است و چه‌بسا هم راجع به این زمینه ادله و شواهد نقلى مى‌آورند مثل آیۀ ﴿وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾1 این مقام علمى که در اینجا براى بارى تعالى اثبات شده این مقام علم طبعاً باید مترتب بر مقام جهل باشد چون علمِ بعد از علم معنا ندارد و این حصول حاصل است و علم مترتب بر جهل به معناى همان حقیقت علمیه و ادراک است حالا چه آن ادراک حصولى باشد و یا ادراک حضورى باشد، در آن فرقى نیست ولى باید مترتب بر جهل باشد.

  • تعریف عالِم

  • عالم به کسى گفته مى‌شود که داراى یک حقیقت درّاکه نسبت به یک موضوع خاصه است و این ادراک باید مترتب بر عدم ادراک باشد والاّ لازمه‌اش ثبوت در ادراک است و با حیثیت و علیت ﴿وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ﴾ [تطبیق نمى‌کند] یعنى [عمل کنید] تااینکه خدا ببیند، اگر آن علم علم ثابت باشد که همان فقط نفس ادراک مورد توجه باشد نه ترتبش بر جهل، این ﴿ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَهُ﴾ دیگر چه معنا دارد؟! لا تعملوا هم همین مسئله را مى‌رساند چه اعملوا چه لا تعملوا ﴿فَسَيَرَى ٱللَهُ﴾ این مشکل چیست و چگونه قابل حل است؟!

  • یااینکه فرض کنید در آن آیۀ شریفه که مى‌فرماید: انفاق در قبل و انفاق در بعد از حالت عسرت تفاوت مى‌کند تااینکه خدا تمیز بدهد آن کسانى را که مؤمن هستند و منفق هستند از آنهایى که نسبت به این مسئله تسامح دارند.2 خب این‌هم در اینجا مشخص است. حالا بعضى از مفسرین گفته‌اند که منظور از ﴿فَسَيَرَى ٱللَهُ عَمَلَكُمۡ﴾ در مقام شهادت، مقام ابراز براى سایر افراد است یعنى خدا این را براى سایر افراد ابراز و اظهار مى‌کند، خب خودش که مى‌داند که این شخص عمل مى‌کند یا عمل نمى‌کند، اقدام بر تکلیف مى‌کند یا اقدام نمى‌کند، پس این براى بقیۀ افراد است. خب چرا با این کیفیت بیان کرد؟ مى‌توانست با هزارتا تعبیر دیگر هم این مسئله را برساند.

    1. . سوره توبه (9) آیه 105. معاد‌ شناسی، ج 7، ص 107:
      «بگو اى پیامبر: شما عمل کنید پس به‌طور حتم خداوند عمل شما را مى‌بیند؛ و رسول خدا و مؤمنین مى‌بینند، و به‌طور مسلّم شما بسوى خداوندى که به پنهان و آشکارا داناست باز گردانیده می‌شوید! و آن خداوند شما را به آنچه عمل نموده‌اید آگاه خواهد ساخت!»
    2. . سوره حدید (57) آیه 10:
      ﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْ﴾. امام شناسى، ج ‌9، ص 100:
      «یکسان نیستند افرادى از شما که قبل از فتح، انفاق کرده و کارزار نموده‌اند، ایشان درجه و مرتبه‌شان عظیم‌تر است از کسانى که بعد از فتح انفاق نموده و کارزار کرده‌اند.»