
حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم
تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم میکنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح میدهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آنها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهرهگیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن میشود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به ارادههای متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرجالحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجهای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیتهای هستی میرسد.
حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم
3این عرائض ما در جلسۀ گذشته بود که بنابراین هر علمى ـ چه علم عنائى حق باشد چه علم عالم متعارف خارجى باشد ـ باید یک معلوم و محکى خارجى داشته باشد، البته بهنحو اجمال صحبت شد، راجع به ثابتات و مبدعات صحبت شد و اشکال در مورد زمانیات بود که زمانیات که حضور خارجى ندارند پس این علم به چه چیزى تعلق بگیرد؟ چیزى که هنوز عدم است دیگر تحقق علمى چگونه حاصل مىشود؟ به چیزى که نیست و هنوز وجود ندارد پدر و مادرى که در خارج وجود ندارند چگونه ممکن است ما فرزند آنها را تصور بکنیم و بدانیم چه خصوصیاتى دارد؟! خب این علم عنائى به این بچهاى که هنوز پدر و مادرش بهدنیا نیامدهاند چگونه تعلق پیدا مىکند؟ یا وقتى که امام رضا علیهالسّلام به مأمون مىفرمایند که از آن کنیزت بچهدار خواهى شد و «أشبَهُ الناسِ بأُمِّهِ»1 اینکه حضرت دارند مىفرمایند، چیزى را مىبینند؟ آیا از روى هوا دارند مىگویند؟ از روى هوا من هم بلد هستم بگویم پس چرا جور درنمىآید؟!
پس بین آن کسی که امام حقیقى است و بین بنده باید یک تفاوتى باشد و فرقش این است که بنده از روى هوا حرف مىزنم ولى امامِ واقعى و حقیقى و معصوم یک حقیقتى را مشاهده مىکند و براساس آن حقیقت مىگوید، حتی رنگ چشمش را هم میگوید که آبى است قرمز است بنفش است قهوهاى است سیاه است آن را هم میگوید. خصوصیات و ابرو و بینى او را هم مىگوید، دستش را هم مىگوید حتى مىگوید: یک زائده در دستش هم وجود دارد. دیگر بالاتر از این داریم؟! این تفصیلى را امام رضا علیهالسّلام مىفرماید و این [بچه] هنوز نطفهاش هم منعقد نشده، چیزى که نطفهاش هم هنوز منعقد نشده حضرت دارد مىگوید: نُه ماه بعد یک همچنین بچه اى پیدا مىکند، اینکه الآن حضرت دارد به این تفصیل مىفرماید و بعد این فرزندى که بهدنیا مىآید عین همان است، حضرت از کجا این را گفته است؟ از روى هوا که نگفته است. یک چیزى که نپرانده است، اگر بپراند چطور دقیقاً ابرویش عین همان درمىآید، چشمش عین همان درمىآید، دهانش عین همان میشود؟! آن واقعیتى را که امام دیده است ـ چون هر علمى بالأخره یک محکى مىخواهد ـ حالا دارد آن واقعیت را بیان مىکند پس آن بیان مترتب بر رؤیت است آن رؤیت مترتب بر یک معلوم خارجى است و آن معلوم خارجى که الآن وجود ندارد پس امام از کجا دارد این حرف را مىزند؟! این مشکل را باید حل کنیم.
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٤، ص ٣٣٣.
