اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

7
  • حال سراغ علم عنائى حق مى‌آییم؛ در علم عنائى حق شکى نیست که نسبت به همین حقایق خارجیۀ زمانیه همین جلسه‌اى که الآن ما در آن هستیم که یک حقیقت خارجیه و زمانیه است یا فرض کنید علم امام رضا علیه‌السّلام نسبت به این فرزندى که هنوز شرایط تولدش هم وجود ندارد، نسبت به علم غیب اهل معنا و اهل کشف، علم عنائى حق دیگر جاى خود دارد. این صورت علمیه چه مابإزائى در نفس خدا داشت ـ‌ حالا اسمش را بگذارید: در نفس خدا، در ذهن خدا، اصلاً تمام این تعابیر غلط است که در اینجا باید بالأخره یک ذهنى درست کنیم و اسم این ذهن را علم عنائى بگذاریم خیلى با کلام عامیانه و لُرى خلاصه این را بگوییم ـ چه معلوم بالعرضى بوده که الآن وجود ندارد چون زمانیات که متدرج الحصول هستند؟ وقتى ما مى‌گوییم که پروردگار نسبت به این جلسۀ ما در روز یکشنبه بیست و سوم جمادى 1431 علم داشت [یعنی چه]؟ یا باید بگوییم که قبل از حضور این جلسه علم نداشت که این جاهل است! اگر بگوییم که علم داشت این مابإزاء علم چه بود؟! چون مى‌گوییم: علم دارد. ما اگر بخواهیم علم داشته باشیم همین‌طوری علم نداریم. نسبت به حقایق آینده ـ هفته بعد غیر از هفته بعد ـ ما یا باید به خواب برویم و در خواب ببینیم که چه واقعه‌اى فردا اتفاق مى‌افتد، خب خیلى اتفاق مى‌افتد براى خیلى از افراد هم اتفاق افتاده که خواب دیدند فردا با چه کسى ملاقات مى‌کنند فردا چه مسئله‌اى اتفاق مى‌افتد چه حادثه و رویدادى خلق مى‌شود. خب از این مسائل زیاد است براى همه هم کم‌وبیش این مطالب بوده است یا باید به خواب برویم یا مثل اهل کشف و معنا باید در مکاشفه و رؤیاهای انفصالى یعنى در همان صورت برزخ انفصالى این انجام بشود. علىٰ‌کلّ‌حال یک ارتباطى باید بین رئى و بین آن حقیقت خارجیه برقرار باشد تا انسان اطلاع پیدا بکند که چه مسئله‌اى وجود دارد. پس در مورد ما مطلب این‌طور هست و اتفاق مى‌افتد درحالی‌که هنوز آن امر خارجى وجود ندارد. لذا وقتى که شما در روز بیدار مى‌شوید آن واقعه‌ای را که در شب دیده‌اید مى‌گویید: من این را دیده‌ام. آن را که شما دیده‌اید وجود خارجى نداشت، شما در رؤیا و منام این صورت را دیده‌اید، اینکه الآن دارید مى‌بینید با او دوتا است پس چرا مى‌گویید: این را که من دیشب دیدم و نمى‌گویید که من شبیه او را دیدم، مانند این را دیدم! اینکه معدوم است و معدوم هم لا یُخبر عنه است! اینکه شما دیده‌اید، مى‌گوییم که عکسى از این را دیده‌اید. می‌گویید که من عکس ندیده‌ام من اصلاً خود این را دیده‌ام؛ من خود شما را دیده‌ام که دیشب در خواب به من این حرف را زدید، حالا دارید انکار مى‌کنید؟! دستت را زیر چانه‌ات گذاشتى می‌گویی: اصلاً تو خواب دیدى، من که خواب ندیده‌ام‌. خودت خواب دیدى خب ببین. مى‌گویم: بله، تو خواب ندیدى بالأخره من که دیده‌ام الآن هم دارى همین را مى‌گویى، مى‌گوید: نه آن کسی که تو با او حرف زدى من نیستم من الآن جلوى شما نشسته‌ام، این الآن با این وضع و با این کیفیت اصلاً وجود خارجى نداشته است. این معدوم بود، شما دیشب یک صورتى دیدی، برو طلبت را هم از همان صورت بگیر، به من چه‌کار دارى؟!