اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

تبیین بطلان اجمال و تفصیل در علم الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

8
  • یکى پیش مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آمده بود خدا حفظش کند الآن هم هست؛ گفت: آقا من دیشب در خواب دیدم شما انگشترتان را به من دادید ـ انگشتر دستشان بود ـ ولى کمی براى من گشاد بود. ایشان فرمودند: برو همان را تنگ کن و در دستت کن! البته بعد به او دادند، نه این را یکى دیگر را. بعضى به من مى‌گویند: حضرت آقا من در خواب این را دیدم، می‌گویم که من در خواب ندیدم، تو دیدى، پاشو برو! هر وقت من هم‌چنین خوابى را دیدم آن‌وقت با همدیگر جفت‌وجور مى‌شویم! تو حالا آن خواب را دیدى، برو با همان خوابى که دیدى هر تصمیمی که مى‌خواهى بگیر!

  • این مسئله‌اى که الآن دارد در خواب مشاهده مى‌کند فردا نفس او به او مى‌گوید که من همین را دیدم نه‌اینکه مشابه او را دیدم. براى خود بنده خیلى اتفاق مى‌افتاد مخصوصاً در سنین کودکى براى من خیلى اتفاق مى‌افتاد که مسائل خارجى را در خواب مى‌دیدم ـ به رفقا هم گفته‌ام ـ و بعد طبق همان که در خواب دیدم سراغش مى‌رفتم و این‌طور نبود که بگویم: این با آن که من دیدم دوتا است؛ احساس عینیت بین آن معلوم بالعرض و بین آن معلوم بالذاتى که در نفس نقش بسته و حک شده، احساس عینیت و وحدت براى انسان حاصل مى‌شود که اینکه الآن دارد مى‌بیند همان است که دیشب دیده است. نمى‌تواند بین این معلوم بالعرض خارجى و بین آن معلوم بالذات ذهنى خود انفکاک قائل بشود درحالی‌که دو منشأ داشتند، آن منشئش منشأ مثالى بود و این منشئش منشأ مادى است. آن منشأ علمى که قبلاً برایش دیشب پیدا شد، آن منشئش خواب و عبور از عالم شهادت به عالم مثال و برزخ بود و آن منشئی که الآن دارد مشاهده مى‌کند منشأ شهودى است و یک منشأ عینى و تعیّنى و مشمول کون و فساد است ولیکن آن منشئی که دیشب با او برخورد داشت آن که دیگر منشأ کون و فساد نبود، منشأ طبیعى نبود. راجع به ما مسئله به این کیفیت است.