اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

10
  • خب این چیزهایی است که کم‌کم این مسائل روشن مى‌شود و برملا می‌شود. میزان مرجعیت هم کم‌کم مشخص مى‌شود. آقا مى‌آید تعیین مرجع مى‌کند به‌خاطر اینکه اموال و دارایی‌ها محفوظ بماند! آخر این آقا به درد مرجعیت می‌خورد؟! این آقایی که حالا دیگر بماند که یک قضیه‌ای هم از او نقل کردم که ما در صف ایستاده بودیم و ... خلاصه این اموال و دارایی‌ها همه محفوظ بماند و این بیا و بروها محفوظ بماند. آن‌وقت اینها مى‌آیند [و تعیین مرجع می‌کنند] نمى‌دانم [مثل اینکه] حساب و کتابى در این مملکت نیست.

  • به ما در آن سایت گفته بودند که آقا چرا شما رساله نمى‌دهید؟ گفتم که بحمدالله با وجود ده‌ها رسالۀ عملیه نوبت به ما نمى‌رسد و مَن به الکفایه موجود است! مرحوم آقا سید احمد کربلایى مى‌فرمودند:

  • اگر جهنم رفتن واجب کفایى است مَن به الکفایه هست و دیگر نوبت به ما نمى‌رسد!1

  • او، مرد بود! مى‌خندید و به این اوضاع قهقهه مى‌زد، به آنچه را که دیگران براى حصول به آن جان مى‌دهند و جانشان را فدا مى‌کنند او به آن قهقهه مى‌زد! و وقتى متوجه مى‌شد که مسئله جدى است آن‌چنان منقلب مى‌شد که رنگش سفید مى‌شد و او را به حال مى‌آوردند و سرش را گرم مى‌کردند که بابا حالا مسئله‌اى نشده و اتفاقى نیفتاده است، حالا ما می‌رویم مسائل را درست مى‌کنیم.

  • بازگشت حقیقت حقایق خارجیه به ولایت

  • وقتى مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در اولِ کتاب توحید علمى ‌مى‌نویسند: باید طلاب اینها را بخوانند و به این قضایا پى ببرند و بدانند که مسئله چه خبر است، قضیه همین است. بزرگان، آنها بودند. اینها کسانى بودند که به ولایت وصل بودند و چون به ولایت وصل بودند شما این‌گونه مسائل و این خصوصیات را از آنها مى‌دیدید. حقیقت همۀ حقایق خارجیه به ولایت برمى‌گردد. هر سخنى که از دهان شما بیرون آمد و آن سخن مایه‌اى از حقیقت داشت بدانید به همان مقدار چون به ولایت وصل بودید و چون به امام زمان وصل بودید و چون او را درنظر داشتید [آن سخن حقیقت] است به همان مقدار است. اگر یک مقدارى فاصله گرفتید و یک مقدارى نفس آمد خودش را دخالت داد گرچه صبغه صبغۀ دینى و الهى باشد اما یک مقدارى از آن جدا شدید مى‌بینید حرف‌ها و تصمیم‌ها عوض شد! این آقایى که نیم ساعت پیش این حرف را مى‌زد، الآن مى‌بینید که یک حرف دیگرى می‌زند و می‌گوید که نه عیب ندارد این کار را بکن! اِ تو نیم ساعت پیش گفتى که نه آقا نکن! نیم ساعت پیش متصل بود و بعد به‌واسطۀ بروز و وسوسۀ شیطان و خنّاس‌ها افرادى که دورش مى‌آمدند و خبرهاى جدیدى که براى او آوردند این نفسش شروع [به کار] کرد و آن اتصال ولایت سست شد. آن‌وقت یک‌دفعه همین سؤال را نیم ساعت بعد از او مى‌کند که آقا بالأخره حضرت‌عالی تصمیمتان چیست؟! می‌گوید که نه عیب ندارد! اِ عجب! خب تو که نیم ‌ساعت پیش آن را گفتی! چون این خنّاس‌ها پیشت نیامده بودند تو را وسوسه کنند و تو را از آن ولایت قطع کنند. صاف بودى، پاک بودى، متصل بودى و براى تو مسئله قبح و وقاحت داشت لذا مى‌گفتى که نباید این کار را بکنى. بعد که خنّاس‌ها و مریدها آمدند ...، آخ‌آخ وقتی که این مریدهاى شاخ‌دار و مریدهاى دم‌دار و مریدهاى سُم‌دار می‌آیند آدم سوارش می‌شود!

    1. توحید علمى و عینى، ص 26.