اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

11
  • مرید مرید است دیگر حالا بعضى مریدها سُم دارند و بعضى مریدها دم دارند و بعضى مریدها شاخ دارند! هرکدام از اینها به تناسب موقعیت خودشان مى‌آیند شروع مى‌کنند این‌طرف تور پهن کردن که آقا اگر این کار را نکنیم این‌طور مى‌شود آقا اگر آن کار را نکنیم آن‌طور مى‌شود و آقا اگر آن کار را نکنیم حریف مى‌آید غلبه مى‌کند. حریف کیست؟! طرف مقابل کیست؟! می‌آیند می‌گویند که خب پس نه دیگر اگر این‌طور است پس شما باید این کار را بکنید. این به‌خاطر جدا شدن است. اینها مى‌آیند آدم را از این ولایت جدا مى‌کنند و این ریسمان ربط بین قلب و ولىّ عالم امکان را قطع مى‌کنند یااینکه سست مى‌کنند و می‌تراشند، حالا قطعِ قطعِ نه! کم‌کم مى‌تراشند و آن ریسمان ضخیم تبدیل به یک ریسمان کوچک کوچک کوچک مى‌شود تااینکه ریسمان [پاره می‌شود]. وقتی که کوچک شد آن‌هم مى‌تواند قطع بشود بعد دیگر مى‌بینى حرف‌ها عوض مى‌شود، صحبت‌ها عوض مى‌شود، ملاک‌ها عوض مى‌شود و براساس ملاک‌هاى جدید حکم جدید صادر مى‌شود! ملاک جدید که مى‌آید بر آن اساس حکم جدید که اصلاً 180 درجه در مقابل است [مطرح می‌شود] و او اصلاً مسئله را نمى‌فهمد.

  • اهمیت مشورت در تصمیم‌گیری

  • کسى مى‌گفت که ما پیش یک بنده خدایى رفتیم که یک قضیه را به او بفهمانیم که آقا تو که الآن داری این‌گونه کار می‌کنی [این اشتباه است]. می‌گفت که چند نفر یک ساعت هرچه کردیم سر حرفش ایستاده بود و می‌گفت که نه همین است. اِ خب بابا آن مغزى که در سر تو گذاشته در من هم گذاشته، چیست که تو مى‌فهمى ‌و من نمى‌فهمم؟! خب بگو. اگر وحى مى‌شود خب بفرمایید روى چشممان مى‌گذاریم. الهام مى‌شود بفرمایید نوکرتان و مخلصتان هستیم. آیا میزان مغزى که در سر شما است بیشتر است؟! نه این‌قدر خبری نیست، تازه اگر [مغز] باشد! پس این چیست که شما می‌فهمید اما بنده نمی‌فهمم؟! نه‌تنها من بلکه او هم نمی‌فهمد دیگری هم نمی‌فهمد و هیچ‌ یک از افرادى که در مجلس هستند نمى‌فهمند و فقط شما مى‌فهمید! ‌این چه قضیه‌اى است؟!