اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

6
  • خدا رحمت کند، مرحوم تألهى یک وقتى مدرسۀ مرحوم آخوند ملاعلى در همدان درس مى‌داد و لمعه مى‌گفت. یکى از همین لات‌ها و داش‌هاى همدان که با ایشان هم یک سابقۀ سلام‌وعلیک داشت یک روز به ایشان مى‌رسد و مى‌بیند یک کتاب دستش است. مى‌گوید که این چی چیَ اینجا دستت گرفتى؟! چی می‌خوانی؟! گفت که لمعه است. گفت که با این سِنت لمعه مى‌خوانى؟! گفت که آره. گفت: إن‌شاءالله که خدا به تو فهم بدهد خوب بفهمى! ‌می‌گفت که رفت و سال بعد او را همان‌جا دید که دوباره این بیچاره داشت لمعه مى‌گرفت! گفت که چی چی دستت هست؟! این چه کتابیه بده ببینم! گفت که این همان لمعه‌ای است که پارسال دیدی. گفت که این همان [کتاب] پارسال است دوباره دارى مُخوانى؟! یک سال است نفهمیدى که در این چی چی گفته است؟! گفت که یک سال هست هنوز نفهمیدى این چی گی مى‌گوید و دارى مُخوانى! خب دیگر از اینها هم هستند!

  • باز هم صد رحمت به اینها که اقلاً دین پیغمبر را خراب نکردند و این آقایان تیشه به ریشۀ دین نزدند! لات است همین است دیگر! اول و آخر و ظاهر و باطنش همین است! همین‌ها همین لات‌هاى همدان.

  • یک کسی از دوستان ما مى‌گفت که یک دفعه به جایی از همدان رفتم که به آن چبرخانه می‌گویند. می‌گفت که می‌دانی بِشه چی بهت میگم؟! در تِمام دنیا بگردى فقط یک آقا شیخ هادى تألهى بوده یکى هم مرحوم حاج میرزا جِواد انصارى! مى‌گفت که من همه‌شان را دیدم ـ آن‌وقت در قهوه‌خانه بود! ـ فقط دو نفر است؛ یکى آقا شیخ هادى تألهى یکى هم مرحوم حاج میرزا جِواد انصارى!

  • اینها خوب مى‌فهمند یعنى اینها آن تشخیص [را می‌دهند] چون خودش صاف است آن لاتى که دارد این حرف را مى‌زند ظاهرش لات است اما این داخل صاف است. طیّب ظاهرش خلاف بود ولى درونش درست بود. لذا شاه نتوانست با او کارى بکند و نتوانست او را بخرد. شاه آمد به او گفت که هرچه بخواهى به تو مى‌دهم بلند شو بگو که فلان کار و این قضیه این‌طور است. گفت که من به سید تهمت نمى‌زنم! این درونش درست بوده است بیرونش خب بله [لات بود]. واى به اینکه ما ظاهرمان درست باشد و ریش تا اینجا قشنگ حسابى پارافین کشیده و مرتب و خلاصه تشکیلات ولى باطن قهر خداى عزوجل [باشد]! گور کافر خیلی حلل دارد و برای قبرستانشان خیلى [هزینه] مى‌کنند! مى‌گویند که در روم یک قبرستانى هست که بعضى از اتاق‌هایش دو میلیون دلار قیمت دارد! قیمت آن اتاقى که براى آن مرده‌ها مى‌گذارند این‌قدر قیمت دارد!