اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

8
  • فاصلۀ بعید بین مدعی و شخص متصل به ولایت

  • آنهایى که مى‌آیند به فلاسفه و عرفا این جسارت های بى‌تربیتانه و بى‌ادبانه را مى‌کنند آیا از آنها بر بالاى درس خارج راجع به اینها مطلبى شنیده شد یااینکه همه سکوت کردند؟! چون از فقهاء هستند و فقیح ـ با حاء ـ نباید بر ساحت او گرد و غبارى بنشیند! علیٰ‌کلّ‌حال ظاهراً از همه مظلوم‌تر این امام زمان ما است که به‌واسطۀ این غیبتش هر کسى هر غلطى مى‌خواهد مى‌کند و هر چرندى که بخواهد مى‌گوید و بحمدالله از تعقیب و از پیگیرى محفوظ و مصون است و اگر یک هزارم اینها را کسى بگوید به کجا و کجا او را مى‌بندند!

  • کسى که بیاید و این‌طور حجاب را مورد [هجمه] قرار بدهد و آنها را آزاد بگذارد و ضرورى دین را در اینجا کنار بگذارد اشکال ندارد ولى اگر یک مطلبى را کسى بگوید که همین آقا نسبت به مسائل اجتماعى دخالت نکنند، باید آسمان به زمین دوخته شود و دیده‌اید که چه مسائلى شد. خب الحمدلله اینها چیزهایى است که خدا مى‌آورد تا به مردم نشان بدهد که بین کسى که متصل به ولایت هست و کسى که منفصل است ـ گرچه مدعى است ـ چه میزان فاصله است و چقدر باید تفاوت باشد که کار به اینجا بکشد! ﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَهِ﴾1 این آیه، آیۀ عجیبى است و واقعاً باید به خدا پناه ببریم.

  • آن شب آخر نبود که شریح قاضى را به آن بدبختى انداخت بلکه در طول سالیان سال بود و طول این‌همه پا روى حق گذاشتن بود و در مقابل امیرالمؤمنین و امام حسن علیه‌السّلام ایستادن‌ها بود که آمد جمع شد جمع شد تااینکه نوبت فتوا رسید. شریح قاضى چه گناهى کرد؟ اصلاً گناهى نکرده است. همین استدلال را آنجا مى‌بینید. چون عمل حسین بن على برخلاف نظام حکومت است شریح قاضى هم فتوا داد گفت که این‌هم خلاف نظام و مصلحت نظام است. گفت: چون این عمل حسین بن على موجب اخلال به نظام است بنابراین دفع او بأىّ‌نحوٍ‌کان لازم است. ابن زیاد هم برداشت فتوا را به همه نشان داد و گفت: این‌هم خط و امضاء شریح قاضى! شریحى که از زمان عمر، عثمان، على، امام حسن تا معاویه حاکم بوده است. ما یک شریح قاضى مى‌گوییم ولى این شریح قاضى بالأخره کیست؟! مردم را به حرکت انداختن که شوخى نیست، یک طلبۀ معمولى که نمى‌تواند مردم را به حرکت بیندازد، باید یک ریش سفیدى داشته باشد و باید یک‌ عمامۀ بزرگى داشته باشد و باید یک وجهۀ اجتماعى داشته باشد والاّ یکى از شما بلند شود برود [هم‌چنین حرفی را بزند] مى‌گویند که آقا پى کارت برو چه داری مى‌گویى، هذیان مى‌گویى بلکه او باید مردم را به حرکت بیندازند تا بیایند پسر پیغمبر را هم بکشند! آن عمر سعدى که امام جماعت مسجد در کوفه است و محل رجوع مردم است باید جلو راه بیفتد و مردم هم به‌دنبالش [راه بیفتند] اینها باید باشند. اینهایی که خودشان ائمۀ جماعات هستند باید باشند.

    1. . سوره روم (30) آیه 10. معاد شناسى، ج ‌8، ص 196:
      «و پس از آن، نتیجه و عاقبت کسانى که بدى نمودند، بدى و تباهى شد به جهت آنکه آیات خدا را دروغ شمرده و تکذیب نمودند.»