اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

2
  • علتِ تحقق خارجى اعیان

  • در واقع مى‌توانیم این‌طور بگوییم که این مثال‌ خارجى که عبارت از همان مفهومى است ‌که متحد با مثال متصل است تحقق خارجى دارد و تحقق مثال منفصل را دارد. چون در مثال منفصل ارتباطى با انسان نیست و عالم مثال عالمى ‌است که با شخص ارتباط ندارد بلکه مثال انسان با او مرتبط است. خود اشیاء خارجى هرکدام داراى مثال خاصّ خود هستند. هر فردى داراى مثال خاصّ به خود است. هر شیئی داراى مثال خاصّ به خود است، چه من به آن مثال برسم یا نرسم، تفاوتى در این مسئله وجود ندارد.

  • عالم مثال، علت براى تحقق خارجى اعیان

  • این شکلى که الآن شما در اینجا مشاهده مى‌کنید این صحن مدرسه با این حجراتش خودش داراى مثال است و آن مثال است که این صحن و سرا را نگه داشته است و اگر آن مثال ازبین برود همانى را که شما در عالم خواب مى‌بینید اگر فردا در این مدرسه فیضیه بیایید یک آجر هم مشاهده نمى‌کنید. نگویید که آنچه را که من دیدم خواب بوده و ازبین رفته است، به این آجرهاى مدرسه چه‌کار دارد و به این در و دیوار و صحن و سرا چه ارتباطى دارد؟! علت براى تحقق خارجى اعیان همان مثال خود آنهاست که متصل با آنهاست و از دید ما منفصل است؛ یعنى خود مثال این مدرسه یک مثال متصلى است که علت بقاء این مدرسه است و آن علت بقاء همان حیات باقى اوست که انسان به‌واسطۀ رؤیت آن به آن مثال اتصال پیدا مى‌کند.

  • بنابراین شما مشاهده مى‌کنید در بعضى اوقات چشمتان باز است و این عکس در چشم شما می‌افتد ولى شما به مثال این مدرسه اتصال پیدا نمى‌کنید چون حواستان یک جاى دیگر است. ببینید! اینجا آن نکتۀ دقیقى است که این دو قضیه باید به ‌همدیگر ارتباط داده بشوند. باز بودن چشم به معناى کارکردن اعضاء، موجود است؛ الآن چشم باز است، اعضا هم دارد کار مى‌کند، نور وارد قرنیه و شبکیه و غیره مى‌شود و از آن‌طرف دارد به مغز متصل مى‌شود و اینها همه هست لذا اگر شما حواستان پرت است دلیل بر این مسئله این است که اگر همان موقع از مغز شما عکسى بردارند یا یک نوارى بگیرند، مى‌بینند عکس صورت این بنا الآن در مغز نقش بسته است و [مغز دارد این عکس را] می‌گیرد منتها صحبت در این است که آیا ادراک هم مى‌کند یا نمى‌کند؟ آن ادراک مبتنى بر توجه و التفات است و همین‌که نفس ملتفت بشود [ادراک هم مى‌کند و می‌گوید که] هان؟! چه می‌گویی؟! مى‌گوییم که حواست کجاست بابا؟! من الآن پنج دقیقه است که دارم حرف مى‌زنم اما تو حواست یک جاى دیگر است! این التفات یک مسئلۀ دیگر است.