
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم میداند، آغاز میشود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره میکنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثالهای متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آنها به شمار میروند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین میشود که چگونه ماده در برابر ارادهی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال میانجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
1درس هفتصد و دهم
کیفیت ربط حادث به قدیم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1
حادث زمانى و حادث ذاتى
راجع به مسئلۀ ارتباط بین حادث و قدیم که از او تعبیر به ربط بین حدوث و قِدَم مىآورند ـ قِدَم زمانى و حدوث ذاتى ـ آنچه که در میان افهام جا افتاده و قدرى از نظر مفهومى فاصله گرفتن از آن مشکل مىنماید این است که همیشه توجه ما در مسئلۀ حدوث به خلق بعد از عدم است؛ یعنى خلق بعد از عدم به معناى تصور برههاى و حینى از احیان در عدم آن شیء است و این را به معناى حدوث تلقى مىکنیم.
مثلاً الآن این چراغ در اینجا روشن شده است و قبل از اینکه رفقا به این مَدرس بیایند این چراغ خاموش بود و اولین شخصى که وارد مىشود این کلید برق را مىزند و این چراغ روشن مىشود. این معنا معناى حدوث ضوء پس از ظلمت است که مفهوم عامیانۀ خودش را دارد. هر کسى در حدوث یک همچنین تصورى را دارد که بعد از عدم، یک پدیدهاى متحقق بشود و بهوجود بیاید که این تصور عدم در ذهن بیش از تصور وجود جا گرفته است و دلیلش هم همین است که ما مدرکات خود را از زمانیات انتزاع مىکنیم و این گذشت زمان و حدوث زمان است که حقایق را براى ما روشن مىکند و خیال مىکنیم که این زمان در این مسئله دخالت دارد درحالیکه زمان فقط یک وسیله و آلت براى این انتزاع و براى این تصور و تصدیقات است ولى نفسِ خود مفهوم منتزع و آن حقیقت منتزعى که متحد با ذهن است، خارج از زمان است؛ یعنى ما بهواسطۀ ارتباطى که با زمان و زمانیات داریم که نتیجۀ اتصال مثالِ متصل با جسم مادى و شهودى و زمانى است انتزاع این مثال متصل بهواسطۀ جسم و اجزاء جسمانى در بستر زمان خواهد بود ولکن نفس خود آن اتصال هیچ ارتباطى با زمان و زمانیات ندارد چون الآن آن مثال با بدن اتحاد پیدا کرده است و دریچۀ ورودِ خواطر، تصورات، اتحاد و انتزاع آن از اجزاء مادى است، تصور ما این است که آن انتزاع هم در بستر زمان انجام گرفته است درحالیکه فقط خود این وسیله و آلت است که بهواسطۀ زمان و زمانى، انتزاع آن مفهوم را مىکند.
- . [یکى از آقایان مشهد] قائل هستند به اینکه عکسهایی که همراه با موج تلویزیون باشد دیدنش اشکال ندارد و این در واقع عکس نیست. یک وقتى نظرشان این بود، حالا نمىدانم نظرشان تغییر کرده است یا نه!دکتر احسانى پیش ما آمده بود و مىگفت که ایشان یک همچنین چیزى مطرح کرده و خیلى مورد استقبال شباب قرار گرفته است که این عکسهایی که داخل تلویزیون هست عکس نیست بلکه موج است. عکس آن است که در مرآت باشد والاّ آن [عکسِ در تلویزیون] امواج است. بنده به آقاى احسانى گفتم که برو به ایشان بگو که ما خیلى تمایل داریم عکس مخدرۀ حضرتعالی را موج کنید تا ببینیم! بله، بدون هیچ مسئلهاى و بدون هیچگونه ... موج است دیگر [اشکالی ندارد]! بعد دیگر از دکتر احسانى نپرسیدم که این را به او گفتى یا نه! چون قرار بود سر کلاس بگوید که آقا این اگر موج است شما از خودتان شروع بفرمایید!دیروز یک فتوایى ـ فتواى آیةالله مکارم شیرازى ـ به ما دادند، گفتم: عَلىَ الإسلام ِالسَّلام،1 الفاتحة، که دختران ترکیه چون نمىتوانند با حجاب [سر کلاس] بروند اشکال ندارد بىحجاب سر کلاس و دانشگاه بروند، بهخاطر اینکه اگر نروند افراد بى بندوبار مىروند!2 خب جان من اگر او حجابش را بردارد که مثل همان [افراد بی بندوبار] است! یعنى انکار ضرورى مِنَ الدین به این نحو و به این شکل و به این بهانۀ چرند که چون اگر اینها نروند افراد لاابالى مىروند پس حجاب را بردارند، خب فردا دوباره یک قانون مىآورند که همینها با حجاب نمىتوانند مطب بزنند، آنوقت چه مىفرمایید؟! [لابد میگویید که] بروند بىحجاب بشوند! پسفردا ...او اصلاً مىخواهد [آنها را] بىحجاب کند و کارى به علم ندارد. دست استعمار مىخواهد بى بندوبارى بیاورد. در زمان رضاشاه که بىحجابى آمد علما مثل شما استدلال نکردند، بلکه گفتند که تا پاى جان هم باشد مىایستیم و از حجاب حمایت و دفاع مىکنیم. حالا مراجع آخرالزمانِ ما مىآیند به حلّیت سفور فتوا مىدهند! حالا باید از ایشان سؤال کرد که حالا بفرمایید اگر گفتند که شلوار هم نباید بپوشند، حضرت ملاذُ الأنام و حجة الاسلام ما چه مىفرمایید؟! حالا این روسرى را برداشتید و دیگر موها قشنگ پیدا شد و اتفاقاً خیلی قشنگتر هم مىشوید و خیلى بهتر هم مىتوانید درس بخوانید! استاد هم بهتر مىتواند با آنها درس بخواند! اگر هم یک وقتى نمره کم آوردند خب مىشود از طرق دیگرى جبران بشود! همچنین چیزهایى هست. حالا اگر فردا گفتند که نه آقا، شلوار هم نباید باشد خب شلوارتان را هم دربیاورید، چون کار بهدست لاابالیها میافتد پس دخترهاى مسلمان بىشلوار بروند به علم برسند! وعَلىَ الإسلام ِالسَّلام، الفاتحة! این عاقبت کسانى است که فتوا به سقط جنین مىدهند و امثالذلک. بسیار بسیار جالب است و از این فقه پویا خیلى مبتهج شدیم که بحمدالله فقه ما اینقدر پویاست که حتى حجاب را هم برمىدارد براى اینکه دیگران باسواد نشوند! «هر دم از این باغ برى مىرسد.»3در زمان رضاشاه وقتى که مسئلۀ بىحجابى آمد اصلاً چند نفر از علما و غیر علما خودکشى کردند! رضاشاه هم دید دارد یک فتنهاى مىشود از آن دست برداشت. این داستان بىحجابى و پیغام آن سرتیپ به مرحوم پدربزرگمان که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ آوردند. یک وقتى از ایشان شنیدم که ایشان مىگفتند که من تا آن روز اصلاً نمىدانستم پدرم یک همچنین فحشهایى هم بلد است! مىگفتند که آن روز این قضایا بر ما برملا شد و ما از گنجینۀ خزانۀ ایشان اطلاع پیدا کردیم که چیزهاى دیگری هم هست منتها به جایش هست! یعنى فحشهای دست اوّلى که روى دست ندارد را نثار رضاشاه کرد و مىگفتند که آن روز اصلاً چیز عجیبى بود و مىگفتند که مهمترین خاطرهاى که من در عمر پدرم دیدم جریان آن روز بود که ایشان با حال مرض که در رختخواب خوابیده بودند و افرادى که به دیدن ایشان مىآمدند، ایشان بلند نمىشدند و همینطوری خوابیده بودند تااینکه وقتى او آمد و این را گفت اصلاً ایشان بلند شدند! این نشان مىدهد که آن میزان عِرق دینى و این حیا و عفاف در این بزرگان به چه حد بوده است و این فتوا در چه نقطۀ مقابلى از این حیاءِ شرع، عفافِ شرع، تکلیفِ شرع و ضرورت قرار مىگیرد. واقعاً نعوذُ بالله که انسان به این مسائل برسد و چطور آن کسى که فتوا مىدهد که زن بدون اجازه حتى با نهى شوهر مىتواند به مسجد برود بهخاطر اینکه مساجد خالى نباشد فردا هم به این فتوا مىرسد که بهخاطر اینکه دیگران درس نخوانند زن حجاب را بردارد و بیحجاب و سفور خودش را در معرض دید همۀ مردم قرار بدهد. الحمدُلله!گفت:اینها باید جواب خدا را بدهند البته اگر خدایی را قبول داشته باشند اگر هم که قبول نداشته باشند که راحت هستند و باید سراغ مسائل دیگر برویم!1) برگرفته از کلام أباعبداللَه الحسین علیهالسّلام در مثیر الأحزان، ص ٢٥:«فَقالَ الحُسینُ: و علَی الإسلامِ السّلامُ إذ قد بُلیَتِ الأمّةُ بِراعٍ مثلِ یَزید!»2) سایت آیةالله مکارم شیرازی، بخش استفتائات:سؤال: وظیفه خواهران دانشجوى مسلمان ترکیه و دیگر کشورها نسبت به رعایت حجاب در دو فرض زیر چیست؟ ۱. شرط گذراندن تمام ترمهای دانشجویى در دانشگاههای تحت مدیریت آنها، رعایت نکردن حجاب شرعى است. ۲. شرط اتمام چندترم باقیمانده از رشته خاصی در دانشگاه ترک حجاب است.جواب: با توجه به اینکه اگر دختران مسلمان و متدین دروس عالى را نخوانند تنها افراد بیبندوبار و لامذهب پستهای مهم را اشغال میکنند، به افراد متدین اجازه داده میشود که حجاب را در خصوص مواردى که ضرورت دارد رعایت نکنند، ولى در غیر آن موارد حتماً مراعات نمایند.3) مخزن الاسرار خمسه نظامی، بخش 48:
بنگ و می میخور و ... میکن و میباز قمار *** که مسلمانی از این چهار امام است تمام4 هر دم از این باغ بری میرسد *** نغزتر از نغزتری میرسد
4) منسوب به ناصر خسرو؛ بیتی با این مضمون هم در دیوان اشعار او وجود دارد؛ دیوان اشعار ناصرخسرو، قصیده شماره ۱۱5:می و قیمار و لواطت به طریق سه امام *** مر تو را هر سه حلال است، هلا سر بفراز
- . [یکى از آقایان مشهد] قائل هستند به اینکه عکسهایی که همراه با موج تلویزیون باشد دیدنش اشکال ندارد و این در واقع عکس نیست. یک وقتى نظرشان این بود، حالا نمىدانم نظرشان تغییر کرده است یا نه!دکتر احسانى پیش ما آمده بود و مىگفت که ایشان یک همچنین چیزى مطرح کرده و خیلى مورد استقبال شباب قرار گرفته است که این عکسهایی که داخل تلویزیون هست عکس نیست بلکه موج است. عکس آن است که در مرآت باشد والاّ آن [عکسِ در تلویزیون] امواج است. بنده به آقاى احسانى گفتم که برو به ایشان بگو که ما خیلى تمایل داریم عکس مخدرۀ حضرتعالی را موج کنید تا ببینیم! بله، بدون هیچ مسئلهاى و بدون هیچگونه ... موج است دیگر [اشکالی ندارد]! بعد دیگر از دکتر احسانى نپرسیدم که این را به او گفتى یا نه! چون قرار بود سر کلاس بگوید که آقا این اگر موج است شما از خودتان شروع بفرمایید!دیروز یک فتوایى ـ فتواى آیةالله مکارم شیرازى ـ به ما دادند، گفتم: عَلىَ الإسلام ِالسَّلام،1 الفاتحة، که دختران ترکیه چون نمىتوانند با حجاب [سر کلاس] بروند اشکال ندارد بىحجاب سر کلاس و دانشگاه بروند، بهخاطر اینکه اگر نروند افراد بى بندوبار مىروند!2 خب جان من اگر او حجابش را بردارد که مثل همان [افراد بی بندوبار] است! یعنى انکار ضرورى مِنَ الدین به این نحو و به این شکل و به این بهانۀ چرند که چون اگر اینها نروند افراد لاابالى مىروند پس حجاب را بردارند، خب فردا دوباره یک قانون مىآورند که همینها با حجاب نمىتوانند مطب بزنند، آنوقت چه مىفرمایید؟! [لابد میگویید که] بروند بىحجاب بشوند! پسفردا ...او اصلاً مىخواهد [آنها را] بىحجاب کند و کارى به علم ندارد. دست استعمار مىخواهد بى بندوبارى بیاورد. در زمان رضاشاه که بىحجابى آمد علما مثل شما استدلال نکردند، بلکه گفتند که تا پاى جان هم باشد مىایستیم و از حجاب حمایت و دفاع مىکنیم. حالا مراجع آخرالزمانِ ما مىآیند به حلّیت سفور فتوا مىدهند! حالا باید از ایشان سؤال کرد که حالا بفرمایید اگر گفتند که شلوار هم نباید بپوشند، حضرت ملاذُ الأنام و حجة الاسلام ما چه مىفرمایید؟! حالا این روسرى را برداشتید و دیگر موها قشنگ پیدا شد و اتفاقاً خیلی قشنگتر هم مىشوید و خیلى بهتر هم مىتوانید درس بخوانید! استاد هم بهتر مىتواند با آنها درس بخواند! اگر هم یک وقتى نمره کم آوردند خب مىشود از طرق دیگرى جبران بشود! همچنین چیزهایى هست. حالا اگر فردا گفتند که نه آقا، شلوار هم نباید باشد خب شلوارتان را هم دربیاورید، چون کار بهدست لاابالیها میافتد پس دخترهاى مسلمان بىشلوار بروند به علم برسند! وعَلىَ الإسلام ِالسَّلام، الفاتحة! این عاقبت کسانى است که فتوا به سقط جنین مىدهند و امثالذلک. بسیار بسیار جالب است و از این فقه پویا خیلى مبتهج شدیم که بحمدالله فقه ما اینقدر پویاست که حتى حجاب را هم برمىدارد براى اینکه دیگران باسواد نشوند! «هر دم از این باغ برى مىرسد.»3در زمان رضاشاه وقتى که مسئلۀ بىحجابى آمد اصلاً چند نفر از علما و غیر علما خودکشى کردند! رضاشاه هم دید دارد یک فتنهاى مىشود از آن دست برداشت. این داستان بىحجابى و پیغام آن سرتیپ به مرحوم پدربزرگمان که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ آوردند. یک وقتى از ایشان شنیدم که ایشان مىگفتند که من تا آن روز اصلاً نمىدانستم پدرم یک همچنین فحشهایى هم بلد است! مىگفتند که آن روز این قضایا بر ما برملا شد و ما از گنجینۀ خزانۀ ایشان اطلاع پیدا کردیم که چیزهاى دیگری هم هست منتها به جایش هست! یعنى فحشهای دست اوّلى که روى دست ندارد را نثار رضاشاه کرد و مىگفتند که آن روز اصلاً چیز عجیبى بود و مىگفتند که مهمترین خاطرهاى که من در عمر پدرم دیدم جریان آن روز بود که ایشان با حال مرض که در رختخواب خوابیده بودند و افرادى که به دیدن ایشان مىآمدند، ایشان بلند نمىشدند و همینطوری خوابیده بودند تااینکه وقتى او آمد و این را گفت اصلاً ایشان بلند شدند! این نشان مىدهد که آن میزان عِرق دینى و این حیا و عفاف در این بزرگان به چه حد بوده است و این فتوا در چه نقطۀ مقابلى از این حیاءِ شرع، عفافِ شرع، تکلیفِ شرع و ضرورت قرار مىگیرد. واقعاً نعوذُ بالله که انسان به این مسائل برسد و چطور آن کسى که فتوا مىدهد که زن بدون اجازه حتى با نهى شوهر مىتواند به مسجد برود بهخاطر اینکه مساجد خالى نباشد فردا هم به این فتوا مىرسد که بهخاطر اینکه دیگران درس نخوانند زن حجاب را بردارد و بیحجاب و سفور خودش را در معرض دید همۀ مردم قرار بدهد. الحمدُلله!گفت:
