اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام

ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی می‌پردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا می‌کنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید می‌ورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاه‌های متولی‌مآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه می‌رسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیه‌السّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاه‌کننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان می‌دارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیق‌تر از دین ارائه می‌دهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز می‌یابند.

تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام

3
  • یک دفتر آگهى روزنامه را ندیده‌اید؟! پیش او مى‌آیند و مى‌گویند: آقا براى ما فلان آگهى را در روزنامه بزن، مى‌خواهیم این مغازه را بفروشیم یا مى‌خواهیم یک مغازه بخریم یا فلان دستگاه را نیاز داریم، کارش این است و فقط نشسته است، و با آن شخص ارتباطی ندارد. مى‌گوید: آقا پول آگهى این‌قدر است و پس‌فردا هم در روزنامه [چاپ می‌شود]، همین! دیگر نه از طرف او وکیل است و نه ولىّ است، هیچى نیست. در دفتر نشسته است و آگهى مى‌دهد، در همین مقدار! کار ما فقط همین است؛ کار ما این است که در دفتر نشسته‌ایم و به افراد آگهى مى‌دهیم که مطلب این است، حالا باران نیامد لعلّ اینکه امام زمان علیه‌السّلام نخواهد الآن در فلان‌جا باران بیاید، به ما چه ربطى دارد؟! چه ارتباطی به ما دارد؟! مگر ما در اینجا قیم دین هستیم؟! مگر ولىّ دین هستیم؟! ما در ارتباط با احکام باید چه جایگاهى داشته باشیم؟! همین جایگاه؛ فقط صرف اطلاع یافتن کما هو هو على حَسبِ الاستعداد و الظرفیة و السعة، این یک مسئله است. طبعاً یکى به‌واسطۀ اطلاع بر مسائل و دوم هم به‌واسطۀ آن تهذیب و نورانیت، پیدا مى‌شود و اصلاً مشخص است که هر مقدار مراقبۀ انسان بیشتر باشد، بهتر مى‌تواند به آن ملاک برسد. این مسئله هست! و اما این قضیه نه، در این مسائل صرف‌نظر از این قضیه، فقط باید یک چیز باشد [که همان صرف اطلاع یافتن بر دین است].

  • شما که الآن در اینجا مى‌گویید که اگر من بخواهم نماز بخوانم به‌عنوان یک عالم شیعه هستم و بعد اگر باران نیاید این وهن شیعه است، به تو چه مربوط است؟! چه ارتباطی به تو دارد؟! آیا خدا در وقتى که تشریع کرده است گفته که اگر در شأن خود نمى‌دانى که بر صلاة تو استسقایى [مترتب] شود، نخوان؟! بسیارخوب اگر این‌طور است هیچ کسی نباید بخواند! غیر از امام زمان علیه‌السّلام چه کسى در شأن خود مى‌بیند؟! هیچ کسی نمی‌بیند! همه باید دنبال کارشان بروند. خدا که نگفته است که اگر در شأن خودت نمی‌بینی [نخوان]، اگر تو واجد شرایط هستى بخوان‌ و اگر نیستى نخوان! خب [اگر این‌طور باشد] آدم نمى‌خواند و مى‌گوید: آقا ما نیستیم یعنى حکم الهى در این ظرف تشریع نشده است و گفته است که مستحب است امام جماعت بخواند و امام جماعتی هم که در روایات داریم، همین ائمۀ جماعات هستند؛ همین افراد صُلحا هستند و همین افراد اتقیا هستند، همین‌هایى که بالأخره شیعه هستند با هزار خطا و اشتباه! همین‌ها هستند.1 این باید برود بخواند و نیت خودش را خالص کند و با این قصد برود که من کاره‌اى نیستم و تکلیفم را انجام مى‌دهم، به من چه مربوط است؟! به من چه ارتباط دارد؟! اتفاقاً خیلى قضایا بود و نظایر این مسئله اتفاق مى‌افتاد و حتى در زمان ائمه هم اتفاق مى‌افتاد که یک نماز استسقایى خوانده مى‌شد و [باران نمى‌آمد] و مردم شروع به [اعتراض] مى‌کردند، یک‌دفعه باران شروع به آمدن مى‌کرد و اصلاً قضیه از این رو به آن رو مى‌شد.2

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به تهذیب الأحکام، ج ‌3، ص 147؛ من لا یحضره الفقیه، ج ‌1، بابُ صلاة الاستِسقاء، ص 524؛ انوار الملکوت، ج ‌1، ص 216.
    2. عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج ‌2، باب 41؛ باب استسقاء المأمون بالرضا علیه‌السّلام ...، ص 167.