
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
1درس هفتصد و یازدهم
سیر جدید در بحث اجتهاد
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تعبدی بودن نماز استسقاء
تلمیذ: مسئلۀ صلاة استسقاء که مىخوانند چگونه است؟ و احیاناً بارانى هم نمىآید؟ و آیا در جایى که اصلاً احتمال بارانى نیست باید خوانده شود؟
استاد: آنچه که ما در شرع داریم تعبد مکلفین به اتیان این فریضه به همین کیفیت و به همان نحوهاى است که با رعایت موازین و مستحبات و اینها در آن درج شده است. این یک حکم فقهى و تکلیفى است که باید به این مسئله پرداخته شود و چهبسا در بعضى از اوقات حتی ممکن است که باران هم نیاید ولکن تکلیف بر اتیان به صلاة استسقاء هست. بعضىها این مسئلۀ صلاة استسقاء را بیش از آنکه مشروعیت و اولویت آن را مرتبط به شارع بدانند، این را به خودشان برمىگردانند لذا از اینکه یک وقتى بروند نماز استسقاء بخوانند و باران نیاید استیحاش دارند.
من یادم هست در بعضى از نوشتههایى ـ خاطرات مربوط به یکی از آقایان بود که البته مدتى است که فوت کردند ـ مىخواندم که در آنجا نوشته بود:
ما در فلانجا بودیم و مدتها باران نیامد و مردم هم نگران بودند لذا بعضىها پیش ما آمدند و از ما درخواست کردند که صلاة استسقاء بخوانیم و ما استنکاف کردیم و دلیلش هم این بود که اگر ما نماز بخوانیم و باران نیاید، این ضعف شیعه تلقى خواهد شد که در جایى که اکثر اهالى سنّی مذهب هستند، شیعه بیاید نماز بخواند و بعد هم باران نیاید!
ببینید یک فقیه نظرش نسبت به احکام چگونه است! چقدر باید ما از مسئله دور و پرت باشیم که شارع وقتى که تکلیف به صلاة استسقاء مىکند، به ما مربوط نیست که [باران] مىآید یا نمىآید! ما باید دیدگاه اهل معرفت و توحید را در این مورد ببینیم که اهل معرفت اصلاً از خود، خودى و استقلالى نمىبینند که بگویند که بر صلاة استسقاء، آن استسقاء مترتب مىشود یا نمىشود بلکه مىگویند: شارع حکم به استحباب صلاة استسقاء کرده است والسّلام، تمام شد، ما باید بخوانیم! [باران] نمىآید به ما مربوط نیست! مگر ما قیّم دین هستیم؟!
