اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

21
  • این‌همه عکس مى و نقش مخالف که نمود‌‌***یک فروغِ رخِ ساقى است که در جام افتاد1
  • حافظ به اینجا رسیده و ما هنوز نرسیده‌ایم «یک فروغ رخ ساقی است» دوتا فروغ نداریم! «این‌همه عکس مى ‌و نقش مخالف» یعنى کل آنچه که در عالم مجردات هست و کل آنچه که در عالم کون و فساد هست. به عبارت دیگر ما اصلاً کون و فسادى نداریم! زمانى نداریم! تدرّج و غیر تدرّجى نداریم! تأخر و ترتّب داریم ولى تدرّج به‌عنوان عدم نداریم که بر آن چیزى مترتب بشود! همه‌چیز به یک ارادۀ حق داراى قدم زمانى و داراى حدوث ذاتى است.

  • تلمیذ: حرکت هم منتفى است؟‌

  • استاد: بله، حرکت از دیدگاه ماست ولى به ‌حیثیت واقع خودش، دیگر حرکت معنا ندارد.

  • تلمیذ: پس چرا امیرالمؤمنین نگران زمان شهادت خودش است درحالی‌که حقیقت براى او مکشوف است؟‌!

  • استاد: بالأخره به آن رتبه رسیدن، این خودش جزو این برنامه و پروسه است! چطور پیغمبر مترصد وقت نماز است که بلال بیاید اذان بگوید؟! خب اینکه مى‌داند که مى‌آید دیگر! خود همین حضور و وجود در این بستر اقتضاىِ انتظار براى تجدّد را مى‌کند! همان‌طور که شما انتظار دارید که در منزل می‌روید پذیرایی گرم‌ونرم و اینها بشوید درحالی‌که می‌دانید که هم‌چنین مسائلى هست!

  • ما باید تا به کجاها برویم برسیم تا معنى یک شعر مولانا را بفهمیم یک شعر حافظ را بفهمیم یک شعر ابن‌فارض یک شعر عُرفا را بتوانیم تشخیص بدهیم!

  • شَرِبنا على ذِکر الحبیبِ مُدامةً***سُکِرنا بها مِن قبل أن یُخلقَ الکَرمُ2َ
  • خب این‌هم همین معنا را مى‌فرماید.

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد

    1. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111.
    2. . دیوان ابن‌فارض، قصیده میمیه، بیت 39:
      «همیشه به یاد دوست باده‌ها نوشیدیم که به‌وسیلۀ آن باده سرمست گشتیم پیش از آنکه درخت انگور آفریده شود.» (محقق)
/ 613