اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

9
  • شما اگر این قضیه را درنظر بگیرید درست مثل یک ناخن مى‌ماند مثل یک تار مو می‌ماند. شما ببینید یک تار مو که الآن روى دست من هست چند سال است این تار مو [روی دست من] هست؟ من نمى‌دانم! من که تا حالا [موی] دستم را نزده‌ا‌م، از وقتى ‌که درآمده است هست! حالا فرض می‌کنیم چهل ‌سال است که این [مو درآمده است] حالا یا ریخته است یا ... اینهایی که می‌گویند که چند سال یک‌بار عوض مى‌شود حالا فرض می‌کنیم که عوض هم نشود، همین‌‌که الآن داریم مشاهده مى‌کنیم؛ سال‌هایِ سال هست که یک تار مو در اینجا هست و هیچ احساس نمى‌کند که من یک تار مو هستم یک هم‌چنین هیکل 190 کیلویى [البته هنوز] نشده‌ایم! همان هفتاد، هشتاد کیلویی! یک هم‌چنین چیزی هم هست! اگر آن هست پس من کجا هستم؟! درحالی‌که این مو از نقطه‌نظر وجود قائم به آن بدن است. نباید یک هم‌چنین فرض و تصورى بشود! آن تصور و استغراب در صورتى است که ما عمر این مو را جداى از عمر بدن قرار بدهیم و بعد بگوییم که یک هم‌چنین بدنى که چهل سال عمر کرده است یک هم‌چنین مویى چطور ممکن است که چهل سال بماند؟! جداست!

  • ولى اگر گفتیم که بدن عبارت از یک مجموعه‌اى است که در این مجموعه «عین» وجود دارد «انف» وجود دارد «فم» وجود دارد «اُذُن» وجود دارد «اعصاب» وجود دارد «قلب» و «ریه» و «پا» همه چیز وجود دارد وقتی این را به این کیفیت دانستیم دیگر هضم مسئله براى ما آسان مى‌شود که چطور یک شَعرۀ واحده هم مى‌تواند چهل سال بماند؟! چون این قائم به آن است تا وقتى که سلامتى این بدن حاصل است آن اجزاء متعلق به این بدن هم باقى خواهند ماند و همین‌طور به حیات و دوام خودشان ادامه خواهند داد. اشکال در اینجاست! حالا کارى به این صور ظاهرى نداریم. صحبت در اینجاست که این صُور خارجی و اعیان خارجى در مجردات، قوامشان به خودشان است یا به ذات بارى است؟ اگر شما قوام را به خود دانستید اشکال پیش مى‌آید که اگر قوامش به خودش است چطور مى‌تواند سالیانِ سال یعنی اصلاً در مافوق زمان برقرار باشد؟! ولى اگر قوام آنها را به ذات بارى‌ دانستید تمام اینها متدلّى به اوست. از وقتى ذات بارى بوده است اینها هم بوده‌اند این چه اشکالی دارد؟! این چه استیحاشى دارد؟! تا وقتى ذات بارى بوده است اینها همه هم بوده‌اند! اگر ذات بارى معدوم شود اینها هم معدوم مى‌شوند، اگر ذات بارى دوباره موجود شود اینها دوباره موجودند. اگر ذات بارى را قدیم تصور بکنید اینها نیز قدیم هستند. اگر ذات بارى را حادث تصور کنید اینها هم همه حادث‌اند. چه اشکالى پیش می‌آید که یک معلولى ـ حالا با تصور به مسئلۀ صِغَر و اینها ـ متدلّى به آن علت خودش باشد و بسط راجع به آن علت است؟! لذا اصلاً به‌طورکلی خیال مى‌کنم افرادى که این‌گونه وارد مطلب شدند گرچه مُتَزَیّی به زىّ علم هستند ولى افکارشان افکار عامیانه است.

/