اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل می‌شوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان می‌دهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی می‌یابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، می‌تواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل می‌شوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان می‌دهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی می‌یابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، می‌تواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

7
  • این قضیه‌ است که همۀ افراد را منگ و گنگ نگه داشته است، یکى اشکال مى‌کند، یکى آمده اعتراض مى‌کند و یکى مى‌گوید که نمى‌فهمیم؛ یکی می‌گوید که «یُرَّدُ علمُه إلىٰ اللهِ و الیٰ رسولِه»1 و یکى از آن‌طرف آمده و خواسته این مطلب را با مقام اجمال و تفصیل [توجیه] کند درحالی‌که حیثیت عدمیۀ اعیان را در مقام اجمال هم نتوانستید توجیه کنید! چه‌کار مى‌خواهید بکنید؟! حالا برفرض بگویید که اجمال است، اجمالِ چه؟ شما بگویید که همۀ اینها اجمال است؛ مثال مى‌زنند و مى‌گویند که دانۀ سیبى که الآن در زمین مى‌کارید این در حیثیت اجمالیۀ خودش یک درختی با این مقدار سیب و با این مقدار شاخه و با این مقدار برگ و امثال‌ذلک است. الآن این مقام نسبت به آن، مقام اجمال است. این اجمال، اجمال حدسى است نه اجمال علمى عزیز من! کجا مى‌توانید یک دانۀ سیب در دستتان بگیرید و بگویید که این چیست؟!

  • آن کسى که یک‌باره هستۀ خرما را سوار الاغ و اَسترش مى‌کرد و به نخلستان و بیابان مى‌برد که آنها را بکارد، وقتى که از او سؤال کردند که چه بار دارى، گفت که یک نخلستان دارم،2 او على علیه‌السّلام بود نه بنده و امثال بنده! آن على بود! على که خیلى زیاد است، آن على که امیرالمؤمنین است وقتى مى‌گوید که یک نخلستان دارم مى‌برم خودش دارد این را مى‌بیند، کاشتن آن را هم دارد مى‌بیند، درآمدن آن را هم مى‌بیند، از زمین بیرون آمدنش را هم مى‌بیند، بار دادنش را هم مى‌بیند، مسائلى که بر آن مى‌گذرد را هم مى‌بیند و وقفى را هم که مى‌کند که این برای ایتامِ فلان عائله باشد را هم دارد مى‌بیند. بله، آن‌ على مى‌تواند بگوید که من یک نخلستان دارم با خودم مى‌برم درحالی‌که دوتا خورجین هستۀ خرما دارد حمل می‌کند ولی بنده چطور؟! بنده که حتی به‌اندازۀ ناخن هم نمى‌توانم ببینم که این ناخن از کجا درآمده است آیا بنده هم مى‌توانم یک هم‌چنین ادعایى بکنم و بعد اسمش را مقام اجمال و مقام تفصیل بگذارم؟! من چه مى‌فهمم؟! من خبر ندارم ناخنم تا دو روز دیگر باقى مى‌ماند یا مى‌افتد آن‌وقت چگونه مى‌توانم بگویم که درخت خرمایی که بعد از صد سال چه هست و چه هست و دارم یک نخلستان مى‌برم؟! این مسائل از کجا بیرون مى‌آید؟! تمام این مطالبى که مى‌گوییم همه حدسیات است. بله، براساس این گردش فلک دوّار اگر بذر را بکارم، هر روز به آن آب بدهم، کود بدهم، مواظب آن باشم که مورچه نخورد و موش صحرایى نیاید حسابش را برسد، آفت نخورد و امثال‌ذلک، حدس مى‌زنم و در ذهن خودم می‌سازم و در ذهنم نقش مى‌بندد که این بعد از دو ماه دیگر سبز مى‌شود و بعد از گذشت یک سال دیگر این‌قدر مى‌شود و بعد از چند سال دیگر به بار مى‌نشیند. تمام اینها حدسی است. چه ربطى به آن حقیقت علمیۀ خارجى دارد؟! بله، اگر چشم من هم باز شود و همان دیدى که على مرتضى علیه‌السّلام نسبت به آن دارد براى من هم عنایت کند، من هم مى‌بینم آنچه را که او مى‌بیند. پس این دیگر مقام اجمال نیست و مقام تفصیل است! همان تفصیلى که در آنجا انجام شد همان تفصیل در اینجا انجام شده است! همان‌چه را که او مى‌بیند و مى‌گوید که یک نخلستان دارم با خودم مى‌برم همان براى بنده پیدا مى‌شود. حالا یا در خواب مى‌بینم یا عنایتى مى‌شود و در بیدارى مى‌بینیم و امثال‌ذلک. چطور اینکه این ائمه براى سایر افراد هم این قضایا و مطالب را انجام مى‌دادند و ما از [این قضایا] داریم.

    1. . الکافی، ج 1، ص 67. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به حیات جاوید، ص 100.
    2. . الکافی، ج 5، ص 75.
/