اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

تحلیل جایگاه زمان و مکان در سلسله علل تکوینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل می‌شوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان می‌دهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی می‌یابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، می‌تواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

3
  • ولى صحبت در این است که زمان هم باید باشد یا نه؟ یعنى یکى از چیزهایى که در مسئلۀ تحقق یک نطفه به مضغه و امثال‌ذلک هست شما یکى از اینها را زمان قرار مى‌دهید؛ «یک ماه»، یک ماه باید جزو این برنامه باشد والاّ اگر نباشد این اصلاً نمی‌تواند تحقق خارجى ذاتاً داشته باشد. اینکه ذاتاً مى‌گوییم یعنى در عالم خارج نمى‌تواند تحقق داشته باشد؛ یعنى ذات خود این با فرض ترتّب سلسلۀ علّى این‌طور باشد، نه با فرض حیثیت ابداعى که بدون لحاظ سلسلۀ علّى مى‌تواند در خارج وجود عینى داشته باشد که آن یک بحث دیگرى است همان‌طوری‌که عرض کردم راجع به بحث ما نیست و آن براى خودش سلسلۀ علت جدایی دارد. چنان‌چه در قضیۀ حضرت عیسى على نبینا و آله و علیه السّلام باید عیسایی باشد و باید ﴿فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا﴾1 باشد. باید ﴿تَنفُخُ﴾ باشد.﴿تَنفُخُ﴾ در اینجا علت است و بدون این علت ﴿فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾ منتفى است و در اینجا باید این مسئلۀ ﴿تَنفُخُ﴾ باشد. در اینجا باید حیثیت استیذان تکوینى و ربّى وجود داشته باشد و بدون آن استیذان که همان عبارت از اراده و مشیت حق در تنفیذ این جنبۀ علّى خارجى است ﴿فَتَكُونُ طَيۡرَۢا﴾ هم منتفی خواهد بود. علل و سلسلۀ علل مختلف است یک علل آن‌طورى و یک علل هم این‌طوری است و هر کسى براى خودش حساب و کتاب و دفتر و دستک خودش را دارد، کاری ندارد به اینکه...

  • همان‌طوری‌که عرض کردم کلام مرحوم علامه طباطبائى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ جاى تأمل هست در آنجا ‌‌ایشان فقط سلسلۀ علّى را سلسله علّیِ معتاد و اغلب گرفتند درحالی‌که هزار طور سلسلۀ علّى داریم. یک وقتى شما بیمار مى‌شوید و براى سردرد و رفع ناراحتى قلبیتان مجبورید که عمل جراحى کنید خب این یک سلسلۀ علّی و یک نحوۀ علیت است؛ باید پزشکى باشد، بیمارستانى باشد، تخت، اتاق، تشکیلات و بعد هم عمل جراحى قلب باز بکنند. یک وقت این‌طور [است]. یک وقتى هم سلسلۀ علت در خواندن حمد است! طرف مى‌نشیند بدون اینکه اتاق عمل و فلان داشته باشد [حمد می‌خواند و طرف شفا پیدا می‌کند]. آیا کلام مرحوم علامه این است که تمام اینها در اتاق عمل انجام شد؟! اتاق عمل کجاست؟! اصلاً اتاق عملى وجود ندارد! اصلاً دکترى در دنیا نیست بابا تااینکه بخواهى بگویى که سلسلۀ علت آن داخل رفته و چرخ زده و به این کیفیت آمده است. بیمار است و دارد می‌میرد و یک شخصی مى‌آید حمد مى‌خواند و بلند مى‌شود! جلوى چشم بنده این عمل انجام شد! شخصی که همه گفته بودند تا دو روز دیگر اگر عمل قلبش نکنند مى‌میرد، تمام رگ‌هایش بسته بود و باید عمل بای‌پس کنند، یک شخصى بود حالا اسم نمى‌برم، او آمد و حمد خواند و بعد مریض [خوب شد و] بلند شد و رفت و هنوز هم دارد در خیابان برای خودش راه مى‌رود. خب کجا دکترى در اینجا آمده و تیغى دست گرفت و رگ را از پا برداشته و اینجا چسبانده است؟! این حرف‌ها نبوده است! یااینکه یک‌وقت مسئله نه به‌طور عمل بلکه از نظر دارو انجام مى‌شود بدون اینکه نیاز به عمل باشد. خدا هزار طور راه دارد و هزار طور اِعمال دارد. ما که نباید فقط جنبۀ سلسلۀ علّى را بر آن مسئلۀ معتاد قرار بدهیم. تازه معتادش هم این‌طوری نیست و معتادش هم خودش هزارگونه هست و ما نیازى به این کیفیت توجیه نداریم و قضایاى سلسلۀ علّى فرق مى‌کند. بله، این مسئله در سلسلۀ علّى هست که باید آن کسى که حمد را مى‌خواند [وجود داشته] باشد، در آن شک نداریم. اگر قرار بر این است که آن عمل به‌واسطۀ جراحى انجام بگیرد باید آن جراح باشد و در این شک نداریم. اگر قرار است بدون عمل و بدون حمد قرار بگیرد باید آن قرص و کپسول براى باز کردن رگ‌هاى بسته شده، باشد و در آن مسئله حرفى نیست. ولى صحبت در این است که آن زمان و آن مکان هم که این قضیه می‌خواهد انجام بشود هم دخالت دارد؟! یعنى براى اینکه این در خارج انجام بشود باید زمان و مکانى باشد و بدون زمان و مکان این قضیه معدوم است؟! آیا به این کیفیت است؟! قضیه این است؟! عرض بنده این است که اگر قرار بر این باشد که زمان و مکان در این قضیه به‌عنوان دخالت خارجى دخالت داشته باشند، شما که معتقدید بر اینکه این اشیاء در زمان انجام مى‌گیرد و زمان هنوز وجود خارجى پیدا نکرده است پس اطلاع بر این امر به چه نحو برای افراد حاصل مى‌شود؟! اشکال بنده در اینجا این قضیه است. از کجا وقتی که هنوز یک ماه دیگر مانده که این عمل انجام بشود بنده‌ اطلاع پیدا کنم بر یک مسئله‌اى که معدوم است؟! مسئله‌ای که معدوم است یعنی المعدومُ لا یُخبرُ عَنه است، المعدومُ لَیسَ بِشى‌ء است و خدا هم نمى‌تواند علم به معدوم پیدا کند، پیغمبرش هم نمى‌تواند علم به معدوم پیدا کند، جبرائیل هم نمى‌تواند علم به معدوم پیدا کند؛ معدوم یعنى نیست. نیست چیست که بنده به آن علم پیدا کنم؟! نیست، نیست!

    1. . سوره مائده (5) آیه110. معاد شناسی، ج 5، ص 307 و 308:
      «و پس از آن در او می‌دمیدى و بدین جهت آن گِل دمیده شده به اذن من‌ به صورت پرنده‌اى به پرواز در مى‌آمد!»