
ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی
تحلیل جایگاه زمان و مکان در سلسله علل تکوینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل میشوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان میدهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی مییابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، میتواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.
ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی
1درس هفتصد و سیزدهم
کیفیت ربط حادث به قدیم (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
به نظر من رسید که اگر بخواهیم این بحث مثل افلاطونی را ادامه بدهیم ـ البته حالا بهنحو کتابی، سه چهار روز دیگر درس نیست، تعطیلات پانزده خرداد و اینهاست ـ این مسئله همینطور فایدهای ندارد و ناتمام میماند چون این بحث، بحث مفصلی شد. گفتم که برای روشن شدن اصل مطلب در این چند روز به همان ادامۀ مطالب گذشته بپردازم که در اصل و اساس این مسئله یک بینش جدیدی برای ما حاصل شود که بتوانیم با آنچه که از منقولات بهدست رسیده است مسائل را جمع کنیم لذا فعلاً از همان بحث کتابی و متنیِ مطالب مرحوم آخوند قدری فاصله میگیریم و تا حدّ امکان به مطالبی که عرض شد و اشکالاتی که ممکن است متوجه این قضیه بشود میپردازیم.
مشکلترین بحث فلسفی
راجع به مسائلی در جلسات گذشته خدمت رفقا عرض شد که مسئلۀ ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجى است خب طبعاً این یک مسئلهاى است که باید روى آن فکر بشود و بیشتر به آن نظر شود و همانطوریکه عرض کردم مشکلترین بحث فلسفى است و حتى از مسئلۀ وحدت وجود و مسئلۀ اصالت وجود مشکلتر و غامضتر است و چنانچه بسیارى خود اعتراف کردند که نتوانستند این حلقه را بین حادث و قدیم پیدا کنند و بین این دو مطلب ربط داده بشود. همینکه این مسئله به یک واقعۀ خارجیه و عینیّه برخورد مىکند تمام درها به روى انسان بسته مىشود و نسبت به این مطلب، راه گریز براى این معضله و امر پیچیده پیدا نمىشود و مسئله همینطور رها مىشود لذا بهطورکلی اگر شما نوشتهها و تقاریر بزرگان را در این زمینه مطالعه کنید، مىبینید که اینها در پیوند بین این دو مطلب نمىتوانند ارائۀ یک نمودار روشن و قابل پذیرشی را مطرح کنند. از یک طرف مسئلۀ ارتباط بین قدیم را در علم ازلى به علم عنائى مىدانند و از یک طرف خود نشئۀ خارج را جداى از آن مسئلۀ مرتبط، یک واقعهای که وجود کلِ واقعةٍ مساوقٌ لِانعِدام أو لِاختِفاء که بعضىها قائل به انعدام و بعضىها قائل به اختفاءِ واقعۀ ماضیه تلقى کردند و در اینجا این دو مسئله نتوانسته بههم گره بخورد و آنچه را که باید نسبت به او تعلق بگیرد.
