اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی

تبیین جایگاه صور کلیه در نظام هستی و علم عنائى

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی و حقیقت «مُثل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما درباره وجود صور مجرده در عالم الهی آغاز شده و ضرورت وجود سنخیت میان حقایق جزئیه مادی و علم عنائى حق به عنوان علت العلل تبیین می‌گردد. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی نقش‌آفرینی این صور کلی و معرّا از ماده در شکل‌گیری موجودات عالم شهادت تشریح می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های سطحی در مواجهه با نظام هستی و تأکید بر لزوم درک صحیح از جایگاه هر پدیده، به تفاوت میان فهم ظاهری و درک عمیق از حقایق عالم می‌پردازند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که هر موجودی در این عالم، صورتی معنوی در عالم بالا دارد و فهم این حقیقت، کلید درک صحیح از نظام خلقت و نحوه اتصال به بارقه‌های الهی است.

مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی

11
  • ایشان مى‌فرمایند که خلاصه ما این آرزو به دلمان بود تااینکه حضرت امام سجاد علیه‌السّلام به شهادت رسیدند و ما دیدیم مردم به تشییع جنازۀ امام سجاد رفتند و دیدیم که الآن وقتش است که ملائکه را به استخدام بیاوریم و برویم در مسجد مدینه دو رکعت نماز بخوانیم، از آن نمازها! از آن نمازهایى که پیغمبر هم نخوانده است! خلاصه ما این‌طوری هستیم و شوخى نداریم، در دلمان نگاه کنیم مى‌بینیم همین است! آنچه را که بزرگان به ما تعلیم دادند مفت به‌دست نیامده است، خلاصه قدر بدانیم! حالا این چه کسى بود؟! او را فقیه مدینه مى‌گفتند و از اصحاب امام سجاد علیه‌السّلام هم بود ولى میزان استفادۀ او از امام سجاد چقدر بود؟! همین‌قدر بود!

  • برخورد بزرگان و اولیا و ائمه علیهم‌السّلام با هر کسى بر طبق ظرفیت و قابلیت خودش

  • امام سجاد اصحاب دیگر هم داشت، از آن حسابى‌ها که هرکدامشان مى‌توانستند آسمان و زمین را به‌هم بریزند و درست کنند! از آنها هم داشت و این‌طور هم داشت. این بزرگان و اولیا و ائمه علیهم‌السّلام با هر کسى بر طبق ظرفیت خودش و بر طبق قبول و قابلیت خودش برخورد مى‌کردند و به‌اندازۀ سعۀ وجودى به او مى‌دادند. خب نظام همین است، نظام خلقت نباید دست بخورد و بزرگان هم باید براساس همین نظام سیر کنند.

  • خلاصه مى‌گفت: در مسجد مدینه آمدم و دیدم کسى نیست و همه رفتند و در اینجا براى سعید بن مسیب مکاشفه مى‌شود و بعداً هم خیلى تأسف مى‌خورد و بلند مى‌شود و به تشییع جنازه مى‌رود و شرکت مى‌کند، نمازش را مى‌خواند و بعد از نماز مى‌رود و خودش را مى‌رساند!1 خلاصه دستش گرفته مى‌شود. جالب اینجاست گفته است که وقتى مى‌خواستم نماز بخوانم دیدم که اول ملائکه از بالا تکبیر مى‌گویند و وقتى که تکبیر گفتند صداى تکبیر پایین بلند مى‌شود! یعنى مردم که به‌دنبال جنازۀ امام لا إله إلا الله یا الله اکبر مى‌گفتند، اول از بالا علیت افاضه مى‌شد و بعد مردم از پایین مى‌گفتند! حالا این مردم نمی‌دانند و دیگر خبر ندارند که از آن بالا دست‌کاری شده‌اند و از آن بالا در آنها تصرف شده است! اینها همه حساب دارد.

    1. رجال الکشی، ص ١١٧.