
مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی
تبیین جایگاه صور کلیه در نظام هستی و علم عنائى
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی و حقیقت «مُثل افلاطونی» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما درباره وجود صور مجرده در عالم الهی آغاز شده و ضرورت وجود سنخیت میان حقایق جزئیه مادی و علم عنائى حق به عنوان علت العلل تبیین میگردد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی نقشآفرینی این صور کلی و معرّا از ماده در شکلگیری موجودات عالم شهادت تشریح میشود. استاد با نقد دیدگاههای سطحی در مواجهه با نظام هستی و تأکید بر لزوم درک صحیح از جایگاه هر پدیده، به تفاوت میان فهم ظاهری و درک عمیق از حقایق عالم میپردازند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که هر موجودی در این عالم، صورتی معنوی در عالم بالا دارد و فهم این حقیقت، کلید درک صحیح از نظام خلقت و نحوه اتصال به بارقههای الهی است.
مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی
14یکى از دوستان ـ خدا رحمتش کند، فوت کردند ـ در یک وقت خیلى سابق میگفت؛ آن موقع من شش یا هفت ساله بودم که ایشان این حرف را زدند. گفت: یک روز جمعه داشتم به منزل مرحوم آقا مىرفتم. موقع بهار بود و خیلى هوای خوبی بود. آن موقع طهران اینطوری نبود که دود و فلان باشد خیلى جمعیت نداشت و جمعیت اندکی بود و هوا خیلى سالم بود. خلاصه مىگفت: صبح داشتم مىرفتم که اول غسل جمعه کنم و بعد پیش ایشان بروم. من پنج یا شش ساله بودم و منزل ما آن موقع در طهران میدان ژاله خیابان حریرچیان بود که الآن میدان شهدا شده است، آن موقع میدان ژاله مىگفتند. آنجا بود؛ زمانى بود که مرحوم آقا از نجف برگشته بودند. مىگفت: من که داشتم مىرفتم یکدفعه به این آقا برخورد کردم ـ همین آقا که بهجاى تشییع، تفسیر المیزان مىخواند! ـ البته شاید آن موقع هنوز تفسیر المیزان نوشته نشده بود یااینکه مثلاً مرحوم علامه مقدارى از آن را نوشته بودند. خدا ایشان را رحمت کند، چقدر مرحوم علامه مرد بزرگى بود. مىگفت: داری کجا مىروى؟! گفتم: دارم مىروم غسل جمعه کنم و بعد پیش آقا بروم. گفت: میخواهی غسل جمعه کنی؟! بعد سرش را بالا گرفت و نفس عمیقى کشید و گفت: به این درختان و ـ یکطوری هم حرف مىزد! ـ و این بلبلان و گنجشکان نگاه کن و ببین چه هوایی است! ببین چه صفایی است! آخر آدم بلند مىشود این هوا را بگذارد و به حمام گرم برود و غسل کند؟!
ببینید یکى چقدر باید پرت باشد! پس این غسل جمعه را براى چه موقعی آوردهاند؟! براى زمستان و در برف آوردهاند یا براى چلۀ تابستان آوردهاند؟! غسل جمعه براى چه موقعی است؟! این غسل جمعه که حتى بعضى فتوای به وجوب دادند و به قول مرحوم آقا که میفرمودند: حداقل استحباب قریب به وجوب است، پس این براى چه موقعی است؟! گنجشککان و ...! اینطور مىشود و بعد هم همان مىشود که عرض کردم خسر الدنیا و الآخرة میشود و بعد به کجا خواهد رسید را خدا مىداند! خدا دست همۀ ما را بگیرد. اینجاست که باید متوجه بشویم که قضیه چیست. هر چیزى حساب و جایگاه خودش را دارد و مطلب بهدست بیاید!
