اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی

تبیین جایگاه صور کلیه در نظام هستی و علم عنائى

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی و حقیقت «مُثل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما درباره وجود صور مجرده در عالم الهی آغاز شده و ضرورت وجود سنخیت میان حقایق جزئیه مادی و علم عنائى حق به عنوان علت العلل تبیین می‌گردد. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی نقش‌آفرینی این صور کلی و معرّا از ماده در شکل‌گیری موجودات عالم شهادت تشریح می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های سطحی در مواجهه با نظام هستی و تأکید بر لزوم درک صحیح از جایگاه هر پدیده، به تفاوت میان فهم ظاهری و درک عمیق از حقایق عالم می‌پردازند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که هر موجودی در این عالم، صورتی معنوی در عالم بالا دارد و فهم این حقیقت، کلید درک صحیح از نظام خلقت و نحوه اتصال به بارقه‌های الهی است.

مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی

9
  • یا فرض کنید که به‌جای‌ صورت یک بنا، صورت یک سد را تشکیل بدهد درصورتى‌که مطلب به این کیفیت نیست. او در نقشه و خطوطى که مى‌کشد، از آن صورت اول در ذهن خود بهره مى‌گیرد و از آن استفاده مى‌کند، حالا شما به من بگویید که این صورت چه شکلى است؟ اتاقش کجاست؟ دستشویى آن کجاست؟ هالش کجا است؟ اتاق ندارد، دستشویى ندارد، هالش شکل ندارد، یک هال کلى در ذهن او هست، یک اتاق کلى در ذهن او هست، یک مطبخ کلى در ذهن او هست، فقط یک پله و وسایل کلى در ذهن او هست ولى آن پله چند سانت است؟ یک متر است؟ نه. دو متر است؟ نه. آن پله متر و اندازه ندارد، اتاق اندازه ندارد، درعین‌حال این صورت کلى در ذهن او هست و در آن خطوطى که بر روى کاغذ مى‌کشد نقش اساسى دارد، اسم آن را مثل افلاطونی مى‌گذارند.

  • بنابراین در هر چیزى که در این عالم تصور کنید امثال اجناس و انواع، فرض کنید برنج را [درنظر بگیریم]، ممکن است ده‌ها نوع برنج داشته باشیم و هرکدام از اینها یک بو و طعم و عطر خاصی داشته باشند و نسبت به آب و هوا و خصوصیات، خصوصیات خاصى را داشته باشند و قیمت‌هاى آنها هم متفاوت باشد، آثار آنها هم متفاوت باشد و فواید آنها هم متفاوت باشد ولى همۀ آنها در این اسم شریک هستند و اتصاف دارند، آن اسمی که این‌قدر قدرت دارد که بتواند بر هرکدام از جزئیات مختلفةٌ بالأصناف به تمام معنى الکلمه و بدون ذرةٌ مثقالی صدق کند چیست و چه صورتى مى‌تواند داشته باشد؟ آن صورت ندارد، اگر صورت داشته باشد از این قدرت مى‌افتد و سقوط مى‌کند! اگر صورت داشته باشد دیگر آن کمال را ندارد! اگر صورت داشته باشد قابلیت اینکه یک شی‌ء بر او مصداق قرار بگیرد را ندارد! باید صورت نداشته باشد و در همۀ اشیاء خارجى این مسئله را مشاهده مى‌کنید و اینجاست که امثال این بزرگان به این مسئله معتقد شدند و حتى در آن اشعار که مرحوم میرفندرسک مى‌فرماید: