
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهلبیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
7خلاصه من که نشسته بودم گوش مىدادم دلم به حال اینها مىسوخت که ایشان دارند با چه کسانی حرف مىزنند و با چه کسانی دارند این مسائل را دارند مطرح مىکنند، ولى خیلى عجیب بود، من مسائلى که از ایشان در یکى دو جلسهای که بودم ـ هفدهساله بودم ـ شنیدم خیلى براى من عجیب بود! این مردى که بهحسب ظاهر سواد ندارد، وقتى که دعا مىخواند حتى بعضى از اوقات از نظر اعراب [اشتباه میخواند] و گاهى اعراب فتحه دارد یا کسره دارد مثلاً متفاوت میخواند و خب با آن وضعیت در تمام این دو جلسهاى که عجیب ایشان با من صحبت مىکردند دائم صحبت از اتقان در درس بود؛ میفرمودند: در درست اتقان داشته باش! اتقان! مدام تکرار مىکردند: اتقان! خیلى براى من عجیب بود، در همان سن براى من عجیب بود! در سن هفدهسالگی که انسان از مطالب خیلى اطلاع ندارد، جوانى که تازه دارد به این مسائل چشم و گوشش باز مىشود، چطور کسى که باید حرف از خدا، پیغمبر، عبادت، مراقبه و این حرفها بزند مدام حرف از درس میزند! این نشان مىدهد که این یک واقعیت است؛ یعنى یک واقعیتى وجود دارد. آنوقت شما ببینید این واقعیتِ انکشاف حقایق علمى براى انسان جداى از عرفان نیست و جداى از توحید نیست. آنوقت کار باید به جایى برسد که ما را بعد از زمان مرحوم والد بر اطلاع بر مبانى مذمت کنند! عجب این دیگر چیست؟! [میگویند که] اصلاً تو چرا درس خواندى؟! تو چرا سواد دارى؟! سواد چیست؟!
مکتب اهلبیت علیهمالسّلام مکتب علم و فهم
مکتب اهلبیت علیهمالسّلام مکتب علم و فهم است، آنها الاغ که نمىخواهند بار بیاورند! اهلبیت الاغ و گاو که نمىخواهند! گاو و الاغ در دستگاه ابوبکر و معاویه پیدا مىشود که گفت: برو به على بگو که با لشگرى به سراغت مىآیم که بین شتر نر و ماده فرق نمىگذارد!1 واقعاً همینطور بود! کسى که نماز جمعه را روز چهارشنبه مىخواند2 ـ میگویند، حالا نمیدانیم بوده یا نبوده ـ آن گاوهایی که مىآیند با او نماز میخوانند چه تکلیفى دارند؟! واقعاً عجیب است! یعنى واقعاً عجیب است! شما مىتوانید تصور کنید؟! خب آنها چه کسانی بودند؟! همینها بودند. بلند شوید بروید اینطرف و آنطرف و همان جایى که اینها حکومت مىکردند حکمرانى مىکردند، میبینید نه فقط زمان عوض شده و آدمها همان هستند! آدمها همان هستند ولی زمان عوض شده است. واقعاً زمان عوض شده است.
- . مروج الذهب، ج 2، ص 172. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 2، ص 99.
- . همان.
