اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهل‌بیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند می‌خورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئت‌بازی و شعارزدگی را در مکتب اهل‌بیت(ع) تبیین می‌کنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید می‌ورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

1
  • درس هفتصد و شانزدهم

  • مقدمات بحث مُثل‌ افلاطونیه (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فصل (9) فی تحقیقِ الصور و المُثل الأفلاطونیة.1

  • در جلسۀ گذشته تقریباً مى‌شود گفت که مقدمه‌ای راجع به مبحث مُثل عرض کردیم و اینکه در مسئلۀ مُثل، آنچه که مورد نظر است تحقق یک حقیقت خارجیه نه یک ماهیت عقلیه و مجردۀ از عوارض وجود [مدنظر است]، یک حقیقت خارجیۀ وجودیه هست غیر از این وجودات خارجیۀ مادیه که آن حقیقت و واقعیت خارجیۀ مجرده به‌عنوان اصل و سبب و آن صورت حقیقیۀ اصلیۀ وجودات خارجیه در علم إلٰه ترسیم مى‌شود که علم عنائی باشد در مقام اجمال پیش از مقام تفصیل.

  • علم از مقولۀ جوهر مجرد

  • این مسئله با آنچه که صورت مثالىِ اجسام خارجى در عالم مثال واقع هستند و هر شیئى ـ چه جماد یا نبات یا غیر اینها از اقسام موجودات ـ یک صورت مثالى دارد و در عالم مثال متفاوت است [به این نحو است که] در صورت مثالى صورت، صورت معدّده و جزئیه است و زید ارتباطى به عمرو ندارد و عمرو ارتباطى به خالد ندارد و هرکدام از اینها براى خودشان یک صورت مثالى دارند که همان صورت مثالى را انسان ادراک مى‌کند و آن صورت را در منامات مشاهده مى‌کند و یا در بعضى از مراتب کشف، آن صورت مثالى براى انسان مجسّم مى‌شود چون علم به خود نفسِ صورتِ مادى تعلق نمى‌گیرد زیرا علم از مقولۀ جوهر مجرد است و ماده جوهر مجرد نیست و قابل انتقال نیست و نمى‌تواند منشأ براى علم باشد؛ بله ماده از علل معدّۀ براى علم است ولى خود او نمى‌تواند علیت تامّه در منشأیت علم و صور ذهنى باشد و این صورت مثالى را که شما مى‌بینید، وجود خارجى دارد و منظور از وجود خارجى نه وجود در خارج است یعنى در عین خارج بلکه وجود خارجى به معناى وجود مثالى است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 46.