اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت میان حقایق ملکوتی و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورت‌های مثالی و ماهیات کلیه را تشریح می‌کنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح می‌دهند که چگونه صورت‌های ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی می‌کنند. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست می‌یابند و این نگاه توحیدی، چگونه می‌تواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیت‌های عالم هستی راهگشا باشد.

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

1
  • درس هفتصد و هفدهم

  • کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونى در کلام مرحوم آخوند و جناب شیخ‌

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • صحبت در کیفیت تبیین و تفسیر مُثل افلاطونى در کلام مرحوم آخوند و جناب شیخ بود و عرض شد که نظر افلاطون نسبت به مثل با آنچه که مرحوم شیخ در شفاء آن را تعبیر می‌کنند منافات دارد. البته مى‌توانیم این منافات را ناشى از دو نحوه نگرش و بینش آنها نسبت به ارتباط بین حقایق خارجیه و عالم غیب بدانیم که طبعاً این قضیه در کیفیت تفکر انسان نقش اساسى دارد.

  • تفاوت مُثل افلاطونى و صورت مثالیۀ عین خارجی

  • اول باید یک قضیه و مسئله را توضیح بدهیم و آن اینکه بین مثل افلاطونى که صورت انواع خارجیه است و خود صورت مثالیۀ عین خارجی تفاوت هست و این تفاوت هم ناشى از یک مسئلۀ عقلى به‌عنوان کلى طبیعى نمى‌شود بلکه عبارت از یک وجود خارجى است چون مرحوم شیخ این مسئله را به ماهیات کلیه توجیه کردند، اینکه هنر نیست خب همه مى‌دانند ماهیات کلیه حقایق طبیعیه هستند که مصداق آنها و وجود خارجى آنها همان جزئیات خواهند بود والاّ خودشان که در خارج وجود ندارند، حالا بعداً به آن قضیه مى‌رسیم.

  • در وهلۀ اول این مسئله باید روشن بشود که صورت مثالى اشیاء عبارت از همان اتصال ما به حقایق خارجیه است که به آن علم، معرفت، صورت ذهنی و وجود ذهنى و هرچه مى‌خواهید اسمش را بگذارید گفته مى‌شود، آن یک نحوه اتحاد با نفس همان عینیت خارجى دارد. الآن شما در اینجا نشسته‌اید و دارید به بنده نگاه مى‌کنید و من هم دارم به شما نگاه مى‌کنم و شما صحبت‌های ما را مى‌شنوید و من هم الآن یک مطالبى را ارائه مى‌دهم، این ردّ و بدل شدن اطلاعات و مطالب به چه کیفیت است؟! آیا الآن از وجود ظاهرى من چیزى کنده مى‌شود و به وجود شما اضافه مى‌شود و بالعکس؟! من که الآن شما را در اینجا احساس مى‌کنم، این احساس هم یک احساس اعتبارى نیست بلکه احساس شهودى و وجدانى است؛ یعنى صورت حکائى شما را احساس نمى‌کنم بلکه نفس الوجود شما را احساس مى‌کنم که در اینجا هستید و هرکدام با کیفیت و وضع و خصوصیات عارضى دیگر در یک رتبۀ خاص خودتان هستید و در سر جاى خاص و معیّن نشسته‌اید. این احساسى که بنده الآن در اینجا دارم یک احساس شهودى، وجدانى، لمسى، قلبى و حضورى است که به‌واسطۀ جسم حاصل نمى‌شود و فقط در اینجا تنها هنرى که از جسمیت برآمده است این است که وسیله و آلت براى این احساس شده است، از این جسمیت کار دیگرى برنمى‌آید.