
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
بررسی نسبت میان حقایق ملکوتی و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورتهای مثالی و ماهیات کلیه را تشریح میکنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح میدهند که چگونه صورتهای ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی میکنند. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست مییابند و این نگاه توحیدی، چگونه میتواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیتهای عالم هستی راهگشا باشد.
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورتهای مثالی و ماهیات کلیه را تشریح میکنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح میدهند که چگونه صورتهای ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی میکنند. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست مییابند و این نگاه توحیدی، چگونه میتواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیتهای عالم هستی راهگشا باشد.
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
15الآن وقایعى که براى افراد پیش آمده است، فرض کنید ده سال پیش مسائلى پیدا شده و یک شخص از بعضىها ناراحتىهایی دیده که اصلاً اینها را فراموش کرده است و اگر بخواهد بهخاطر بیاورد دوباره روز از نو و روزى از نو! دوباره این کدورتها پیدا مىشود و افراد هم نمىگویند که آقا رها و فراموش کن یا در روایات هم نداریم که انسان باید بگذرد و بهخاطر نیاورد، این را داریم که اصلاً بهطورکلی [یاد] نکند. علت اینکه مىگویند: وقتی غیبت کسى را کردى به او نگو همین است! اگر یک وقتى غیبت کردیم و به گوشش نرسیده است، برسد دیگر نمىرود ... همۀ افراد اینطور نیستند که [فراموش] کنند، بعضىها تا آخر عمر هم نگه مىدارند! انگار همه چیز باید [محفوظ] باشد، در صندوقشان باز است! در صندوق عقبشان باز است! هرچه مىگوییم که بابا هر کارى کرده است دیگر فراموش کن، مىگوید: من نمىتوانم فراموش کنم، چهکار کنم؟! نمىتوانم فراموش کنم! بعضىها هستند یک همچنین قدرتى دارند یا نفس آنها یک نفس مستعدى است که بخواهند یک چیزى را از ذهن خودشان ببرند [راحت این کار را انجام میدهند]!
بنده با افرادى [برخورد] داشتم که مثلاً راجع به قضیهای از آنها سؤال کردم و گفتند: نمىدانیم. هرچه سؤال کردم و گفتم که بابا مثلاً چند ماه پیش این قضیه اتفاق افتاد، مىگوید: من اصلاً چیزى را که بخواهم از ذهنم ببرم مىبرم. بله، اگر خیلى بنشیند فکر کند و تعمق کند، یک چیزهایى پیدا مىشود و یک چیزهایى [به ذهن] مىآید ولى مىتوانند خودشان را نسبت به یک قضیه که اتفاق افتاده است بالکل جدا کنند!
چقدر خوب است که اینطور باشد؟! آدم خوبیهایى که از افراد مىبیند در صندوق عقبش نگه دارد ـ صندوق عقب یا صندوق جلو، فرقى نمىکند! ـ و درِ صندوق را همیشه باز نگه دارد و بدیهایى را که از افراد مىبیند، درش را ببندد. [واقعاً اینطوری چقدر مسائل حل میشود]! خب دیگر در خیلى از اوقات نمىشود و مسئله اینطور هست ولى براى اولیاء خدا یک همچنین مطلبى هست؛ فرض کنید شخصی کار خلافى انجام داده و او را متأثر و ناراحت کرده است و بعد منبابمثال آن ولىّ خدا او را بخشیده یا خود او توبه کرده یا او گذشت کرده است، فردا که پیش او مىرود، وقتی که نگاه مىکند اصلاً آن ولىّ خدا نمىداند که او دیروز [کاری] انجام داده است! دیروز انجام داده است! حالا ما تصور میکنیم که اینها مسائلِ مربوط به قضایاى یک سال پیش و دو سال پیش و اینها باشد! ولی آن کارى را که مىتوانیم با یک واقعه که در ده سال پیش اتفاق افتاده است انجام بدهیم، این ولىّ خدا همان کار را با کارى که در یک ساعت پیش اتفاق افتاده است انجام میدهد!
