
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
تبیین پیوند میان عالم مثال، اراده الهی و ولایت کلیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز میشود و با اثبات این نکته ادامه مییابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند میخورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهمالسّلام تبیین میشود. در پایان، بر این نکته تأکید میگردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت میگیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
3کیفیت اطلاع بر غیب توسط ائمه علیهمالسّلام
منبابمثال وقتى که یک خبرى را به امام علیهالسّلام مىدهند مبنی بر اینکه فلان مسئله اتفاق افتاده و فلان شخص متولد شده است و فلان مولود به دنیا آمده است، او اخم مىکند و ناراحت مىشود نهاینکه امام علیهالسّلام از مسائل آینده اطلاع پیدا مىکند بلکه الآن دارد با همان مولود همۀ آن مسائل را مىبیند؛ یعنى گرچه الآن این بچه طفلی یکروزه است و اندازهاش اینقدر است و سه یا چهار کیلو وزنش است ولى امام همۀ آنها را الآن با این دارد مىبیند، بزرگ شدن او را دارد مىبیند، تمام کارهایى که او دارد انجام میدهد را مىبیند.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام وقتى که در مسجد کوفه نشسته است و دارد صحبت مىکند و شخصى مىآید و خیلى اظهار محبت و ارادت مىکند، حضرت یک خندهاى مىکند و مىفرمایند:
بله، مىبینم که از همین باب الفیل در یکى از لشگرهایى که برای کشتن فرزند من حرکت مىکند تو هم هستى و عَلَم آن لشگر را تو در دست دارى!
کِى حضرت این حرف را مىزند؟! فرض کنید دهها سال قبل از این مسئله! ولى همین الآن دارد مىبیند و مىگوید مىبینم! اینکه مىگوید مىبینیم چه را دارد مىبیند؟! یعنى با همین چشمم دارم مىبینم، نهاینکه رجوع کردم به خودم و نفس خودم و یک مسئلۀ آینده را الآن پیش بینى مىکنم یااینکه خبرش را به من دادند. همین الآن دارم مىبینم یک لشگر و گروهى از همین مسجد بیرون مىآید و پرچم آن بهدست تو خواهد بود! آنوقت رو مىکند و مىگوید که یا على چطور مىشود؟! حضرت مىفرماید: دیگر همین است و کاری نمىشود کرد.1
او نمىبیند ولی حضرت دارد مىبیند. عرض کردم مثل افرادى که چشمشان ضعیف است ولی بعضی چشمشان قوى است، آن کسی که چشمش ضعیف است دلیل بر این نیست که حقایق در جلوى او وجود خارجى ندارد! وجود خارجى دارد ولی این شخص نمىبیند، اگر چشم دهدهم باشد مىبیند و اگر حالا بیشتر از دهدهم باشد خب اضافه هم مىبیند! بنابراین هست اما این نمىتواند ببیند! نور چشمش بیشتر باشد مىبیند، حقایق همه سر جایشان هستند و هیچکدام از جاى خودشان تکان نمىخورند!
- . مناقب آل ابیطالب علیهم السلام، ج ۲، ص ۲۷۰. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 12، ص 132.
