اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز می‌شود و با اثبات این نکته ادامه می‌یابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهره‌گیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح می‌دهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند می‌خورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهم‌السّلام تبیین می‌شود. در پایان، بر این نکته تأکید می‌گردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت می‌گیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز می‌شود و با اثبات این نکته ادامه می‌یابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهره‌گیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح می‌دهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند می‌خورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهم‌السّلام تبیین می‌شود. در پایان، بر این نکته تأکید می‌گردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت می‌گیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی

11
  • من داشتم به حرم مى‌رفتم اصلاً به زبانم نمى‌آمد بگویم که آقا این صحن قدس کجاست؟! چون راه را بسته بودند گفتم که این صحنى که همین کنار هست کجاست؟! به زبانم نمى‌آمد! نمى‌توانستم [قدس] بگویم! گفتم که این صحنى که کنار هست و یک چیز قلمبه‌ای وسطش هست کجاست؟! بزرگان این مسائل را این‌طور دقیق رعایت مى‌کردند و به این نحوه به ما یاد مى‌دادند که چطور باید باشیم، زندگى ما باید چطور باشد، فهم و معرفت ما باید چطور باشد و نسبت به اشخاص باید به چه کیفیت باشیم. آن پایه‌اى که براى انسان در نفس به‌وجود مى‌آید، آن پایه مى‌تواند مطالب را خوب ارزیابى کند، آنچه را که در دوروبرش مى‌گذرد را مى‌تواند خوب ارزیابى کند والاّ مردم همین هستند. پس مسئله به این کیفیت هست و مطلب تمام است.

  • نکته‌اى که اضافه بر این مسئله در قضیۀ مُثل افلاطونیه به چشم مى‌خورد که بر آن اساس این مطلب شکل گرفته است عبارت از یک حقیقتى است که این حقایق نوعیۀ خارجیه که در قالب اشیاء جزئیه و وجودات جزئیه و هویّات جزئیه هستند، به‌واسطۀ اتصال و ارتباطشان با آن کیفیت شکل‌گیری که از ارادۀ پروردگار به یک شکل منسجم در خارج ظهور پیدا مى‌کنند و آن شکل منسجم عبارت از نفس ناطقه است، آن شکل منسجم عبارت از نفس صاهله است، آن شکل منسجم عبارت از نفس نائقه است، هرکدام از این اشکال منسجم [اعمّ از] صورت حماریّت، صورت بقریّت، صورت اِبلیّت، صورت نملیّت، صورت أسدیّت و دیگر صورت‌هاى مختلف که این اشکال جزئیۀ از او هستند تمام به یک صورت کلى مرتبط مى‌شوند که آن نفس ناطقۀ کلى است که به‌صورت انسان است و آن نفس غیر ناطقۀ حیوان دیگر است و همین‌طور بر آن وِزان این شی‌ء خارجى به اعراض مختلفۀ خودش صورت پیدا مى‌کند. به‌طوری‌که مى‌گویند: یک اثر انگشت در خارج یکى نخواهد شد. کیفیت این صورت چشم در خارج یکى نخواهد شد مثلاً اگر دو مولود عین هم به دنیا بیایند اینها یکى نخواهند شد!

/ 0