اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون حقیقت وجود و نسبت آن با ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مثال افلاطونی و تفوق حقیقت عالم مثال آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه یک حقیقت بسیط، در عین حفظ بساطت و صرافت ذاتی خود، می‌تواند قیود مختلف ماهوی را بپذیرد و در قالب موجودات گوناگون ظهور یابد. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری اصیل یا عدمی می‌دانند، اثبات می‌کنند که ماهیت چیزی جز همان وجود نیست که در مقام ظهور، به شکل و قید خاصی درآمده است. در ادامه، این نتیجه حاصل می‌شود که کثرت موجودات مانع از اتحاد آن‌ها در حقیقت وجود نیست و تمامی اشیاء در عین تفاوت ظاهری، در حقیقتِ واحدِ هستی با یکدیگر متحدند. این جلسه با تأکید بر اینکه بساطت وجود با ظهور در قیود مختلف منافاتی ندارد، به درک عمیق‌تری از وحدت وجود و معیت اشیاء با یکدیگر می‌انجامد.

حقیقت بساطت وجود و اتحاد اشیاء

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون حقیقت وجود و نسبت آن با ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مثال افلاطونی و تفوق حقیقت عالم مثال آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه یک حقیقت بسیط، در عین حفظ بساطت و صرافت ذاتی خود، می‌تواند قیود مختلف ماهوی را بپذیرد و در قالب موجودات گوناگون ظهور یابد. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری اصیل یا عدمی می‌دانند، اثبات می‌کنند که ماهیت چیزی جز همان وجود نیست که در مقام ظهور، به شکل و قید خاصی درآمده است. در ادامه، این نتیجه حاصل می‌شود که کثرت موجودات مانع از اتحاد آن‌ها در حقیقت وجود نیست و تمامی اشیاء در عین تفاوت ظاهری، در حقیقتِ واحدِ هستی با یکدیگر متحدند. این جلسه با تأکید بر اینکه بساطت وجود با ظهور در قیود مختلف منافاتی ندارد، به درک عمیق‌تری از وحدت وجود و معیت اشیاء با یکدیگر می‌انجامد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت بساطت وجود و اتحاد اشیاء

10
  • اتحاد واقعی اشیاء باهم

  • از اینجا به این نقطه مى‌رسیم که هرچه که در عالم وجود، ظهور خارجى دارد با بقیۀ وجودات دیگر معیت و اتحاد دارد! این کتابى که الآن در دست بنده هست، این با شیئی که در اینجا هست اتحاد دارد و با آنچه که در اینجا هست اتحاد دارد یعنى همین این و او یکى است، این کتاب و این فرش یکى است! من با این درختى که در وسط صحن است یکى هستم و با آن سنگى که در آنجا هست یکى هستم و با زمین و آسمان یکى هستم! این اتحادى که یک شی‌ء با شی‌ء دیگر دارد و بالعکس، یک اتحاد واقعى و حقیقى است گرچه دو نحو ظهور دارد! اتحاد و معیت خودش را ازدست نمى‌دهد. نشنیده‌اید ابن‌فارض چه مى‌گوید؟ من با تمام سلسلۀ آدمیان و موجودات و حقایق بوده‌ام.1 این [مطلب] دارد همین را مى‌گوید. من با همۀ آنچه که در این عالم، صورت خارجى داشت بوده‌ام. نه‌اینکه نگاه مى‌کردم، خب اینکه هنر نیست من هم نگاه مى‌کنم! من با آنها بودم یعنى در آنها بودم و متحد با آنها بودم.

  • کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دربارۀ اتحاد خود با همۀ اشیاء

  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یک عبارتى در همین وصیت‌نامه‌ای که مورد نظر است دارد، حضرت مى‌فرماید: «گرچه زمانه مرا در این وقت خاص و به‌خصوص خلق ظاهرى کرد ولى من با همۀ آدمیان از اول بوده‌ام.»2 حالا ممکن است یک معناى ظاهرى از کلام حضرت بگیریم که حضرت می‌گویند: وقتى مطالعۀ در کتب قوم و تاریخ بکنم کأنَّ با آنها بودم. خب این یک معنایی‌ است که معناى ظاهرى است ولى معناى حقیقى این است که حقیقت من با همۀ اشیاء بوده و با همۀ آنها حرکت داشته و با همۀ آنها در حال سیلان بوده و عجیب‌تر اینکه با همۀ آنها متحد بوده است؛ یعنى من در خود ریشۀ درخت‌ها بودم که چطورى آب را از خاک مى‌گیرد و جذب مى‌کند و بالا مى‌برد و تبدیل به برگ مى‌کند و میوه مى‌دهد، من در این میوه بودم! من در وجود این میوه بودم، من در وجود این برگ بودم، من بودم که نور خورشید را به خودم مى‌گرفتم و طراوت و سبزى را به بیرون تشعشع مى‌کردم، من بودم که مواد را از زمین مى‌گرفتم و بعد تبدیل به میوه مى‌کردم و شما این میوه را مى‌خوردید، من بودم که تمام این خصوصیات و... همۀ این آدم‌ها و همۀ اینها را در عین اینکه شاعر، مُدرک، فاهم و عالم بودم، خودم اینها بودم! کلمات عرفا هم نسبت به این مسئله دلالت دارد که آنها [با] مقام شهود فهمیدند و خب مسائلش در چیزهاى مختلف هست مخصوصاً در فتوحات ایشان نسبت به این مسئله خیلى صحبت‌ها دارند و همین‌طور در فصوص [دارد] و فنّارى و امثال‌ذلک هم این قضیه را دارند و ابن‌فارض این مطلب و مسئله را در تائیۀ خودش خیلى عجیب بیان و روشن مى‌کند. جالب اینجاست که در عین اینکه مى‌گوید: من با همۀ اینها اتحاد داشتم، [می‌گوید:] آن شعورم را هم ازدست نمى‌دادم یعنى هم شعور خودم بوده و هم اتحادم با اینها بوده است. اینها مسائلى است که از باب کشف به این مطالب و به این قضایا رسیده‌اند. إن‌شاءالله بقیۀ مسائل براى بعد باشد.

    1. . دیوان ابن‌فارض، ص ٧٣:
      و إنّی و إن کنتُ ابنَ آدمَ صورةً *** فَلی فیه معنیً شاهدٌ بأُبوّتی

      امام شناسی، ج ٥، ص ١٠٢: «و من اگرچه پسر آدم هستم از جهت صورت، ولیکن در من معنا و حقیقتی است که گواهی می‌دهد که پدر او می‌باشم!»
    2. . نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه 31، ص ۳۹۱.
/ 0