اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت بساطت وجود و اتحاد اشیاء

تبیین نسبت میان قیود ماهوی و وحدت حقیقت هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون حقیقت وجود و نسبت آن با ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مثال افلاطونی و تفوق حقیقت عالم مثال آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه یک حقیقت بسیط، در عین حفظ بساطت و صرافت ذاتی خود، می‌تواند قیود مختلف ماهوی را بپذیرد و در قالب موجودات گوناگون ظهور یابد. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری اصیل یا عدمی می‌دانند، اثبات می‌کنند که ماهیت چیزی جز همان وجود نیست که در مقام ظهور، به شکل و قید خاصی درآمده است. در ادامه، این نتیجه حاصل می‌شود که کثرت موجودات مانع از اتحاد آن‌ها در حقیقت وجود نیست و تمامی اشیاء در عین تفاوت ظاهری، در حقیقتِ واحدِ هستی با یکدیگر متحدند. این جلسه با تأکید بر اینکه بساطت وجود با ظهور در قیود مختلف منافاتی ندارد، به درک عمیق‌تری از وحدت وجود و معیت اشیاء با یکدیگر می‌انجامد.

حقیقت بساطت وجود و اتحاد اشیاء

3
  • همۀ مسائل در «بود» حاصل مى‌شود و «بود» که بیاید بین زید و خر فرق مى‌کند؛ زید دو پا دارد و راه مى‌رود ولی خر روى چهارپا راه مى‌رود و فرق مى‌کند! تازه او دوتا پا بیشتر از زید دارد آن‌وقت مى‌گویند: مقامش کمتر است! آن با دو پا راه مى‌رود و این با چهار پا! فرض کنید که او دو یا سه‌تا سیب بخورد سیر مى‌شود و آن خر ده کیلو پانزده کیلو جو مى‌خورد و باز هم هل مِن مزید دارد! گاو اگر باشد خرج و مخارجش بیشتر است و باید اموال بیشتری براى آن صرف شود چون جو او بیشتر است! همۀ اینها بسته به این است که هرچه آن ظرفیت بیشتر باشد تقریباً اموال بیشترى را هم براى پر کردن این شکم و برآورده کردن آرزوها باید صرف کرد اما بچه نه [این‌طور نیست و اگر] یک سیب و پفک بخورد دیگر کارى ندارد و مشکلى پیش نمى‌آید. علیٰ‌کلّ‌حال خر و گاو داشتن خیلى خرج برمی‌دارد!

  • بیان تفاوت اصل با فرع

  • خلاصه همۀ این مسائل به وجود برمى‌گردد و در وجود است که این قیود حاصل مى‌شود و قیود به‌خاطر مسئلۀ ماهیت است. شما که مى‌فرمایید: ماهیت امر عدمى است، چگونه بر یک امر عدمى اعتبار را حمل و بار مى‌کنید؟! عدم که عدم است، این یک.

  • آنهایى هم که معتقد هستند بر اینکه ماهیت در عرض وجود است و هردو اصالت دارند، آنها هم باید پاسخ بدهند بر اینکه شما که مى‌گویید: اصل است یعنى یک اصلى است که در وجود و استقرار خودش نیاز به دیگرى ندارد. فرض کنید همان‌طوری‌که خود نفس وجود نیاز به ماهیت ندارد چطور اینکه در وجود بارى این حرف را مى‌زنید [که] در وجود بارى ماهیت معنا ندارد چون در وجود بارى حد و قیدى معنا ندارد. پس مى‌توانیم بگوییم که وجود بارى اصل است و اصل با فرع دوتا است! فرع از نقطه‌نظر وجودى متأخّر از اصل است و اصل از نقطه‌نظر وجودى متقدم بر فرع است و اینها با همدیگر تفاوت دارند. در وجود بارى چطور این حقیقت وجودیه اصل است و نیاز ندارد؟ آن‌وقت در مورد غیر بارى مى‌گویید که ماهیت هم اصل است. پس این ماهیت از کجا آمد؟! وقتى که وجود بارى عبارت از وجود محض باشد، این اصالت در ماهیتى که شما براى اشیاء معتقد هستید، این اصالتش از کجا آمد؟! وجود باری خودش نمى‌تواند [فاقد شیء باشد]؛ مُعطِى الشی‌ء نمی‌تواند فاقد آن شی‌ء باشد! وقتى وجود بارى آن اصالت و ماهیت را ندارد، چگونه می‌تواند ماهیت را که به‌عنوان یک امر اصیل است [خلق کند]؟! اصیل یعنى قائم به ذات، مستغنى از غیر، غنى به ذات و غیر متدلى به غیر، اینها همه معناى اصیل است، اصالت یعنى همین. هرچه را که شما مرتبط به غیر کردید از اصالت انداخته‌اید و دیگر نمى‌توانید به او اصیل بگویید. حالا آن کسانى که قائل هستند بر اینکه هردوى اینها اصیل هستند؛ هم وجود و هم ماهیت، این اصالت ماهیت را از کجا مى‌آورند و اثبات مى‌کنند؟! بنابراین این‌هم به‌طورکلی باطل است و افحش از اول خواهد بود.