اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

14
  • میان ماه من تا ماه گردون***تفاوت از زمین تا آسمان است! 
  • گفت که این را همین‌طور زمزمه مى‌کردم و مى‌آمدم تا به منزل رسیدم. آمدم و نشستم و اتفاقاً صبحانه هم نخورده بودم، مثل اینکه صبح زود جمعه بود که گفتند صبحانه هم آوردند و نشستیم صبحانه خوردیم. بعد به پدر شما رو کردم و گفتم که آقا من وقتى که داشتم در کوچه مى‌آمدم با خودم این شعر را مى‌خواندم. ایشان فرمودند که خب حالا این شعر شما چه نسبتى با ما دارد؟ گفتم که اتفاقاً قضیه خیلى نسبت دارد! مى‌گفت که این عملى که انجام دادیم عمل فتق بوده است. مى‌گفت که من روى شما عمل کیسۀ صفرا انجام دادم. عمل کیسۀ صفرا عمل مشکلى است. همان بیمارى اِکتیو که سنگ کیسۀ صفرا در مجراى کلدوک مى‌آید گیر مى‌کند و نمى‌گذارد صفرا وارد اثنى‌عشر بشود چون صفرا باید پشت اثنى‌عشر بیاید و اثنى‌عشر را تحریک کند و بعد غذاى هضم شده در معده وارد روده بشود. آن مجرا مجراى کلدوک مى‌شود، آن فاصلۀ ده دوازده سانتى که بین صفرا و [اثنیٰ‌عشر] است. سنگ مانع می شود و صفرا دوباره در کبد برمى‌گردد و کبد هم که خب از صفرا چیز است و به خون مى‌زند و تمام بدن زرد مى‌شود که البته این شبه یرقان است، یرقان این نیست بلکه شبه یرقان است البته کار یرقان را در واقع انجام مى‌دهد، هپاتیت. [سنگ صفرای] ایشان آمده بود و گیر کرده بود و این عمل عمل بسیار مشکل داخلى است چون مشکل است. مى‌گفت که من در آن موقع یادم هست اکثر افرادى که پیش شما مى‌آمدند حتى در جلوى من مى‌گفتند که آقا شما که امکانات دارید خارج بروید. آنچه که من در جلسات قبل عرض کردم مربوط به چشم ایشان بود. الحمدالله ایشان یکى دوتا عمل که نداشتند، چندتایی بوده است! در هر عضوی از ایشان دست بگذارید برای آن به بیمارستان رفته‌اند.

/ 260