
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آنها میپردازند. بحث با نقد نگاههای عامیانه به مسئله علیت آغاز میشود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی میگردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات میکنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد میکند و هیچ رادع یا مانعی نمیتواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشهای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحینگری در فهم معارف، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع میگردد.
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
1درس هفتصد و بیست و دوم
کیفیت ارتباط بین حقایق خارجیه و اعیان شهودیه
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در تتمۀ مطالبى که جلسات گذشته راجع به کیفیت ارتباط بین حقایق خارجیه و اعیان شهودیه و بین حقیقت اولىٰ نزول در اسماء و صفات کلیه، بین اعلام تصویرهاى مختلف و اَشکال مختلف بهنظر مىرسید عرض شد و عرض میشود آنچه که بهحسب برهان مىتوانیم بر آن اقامۀ برهان کنیم این است که حقایق خارجیه نسبت به مبادى تکوینیۀ خودشان حیثیت معلولیه دارند، این از نقطهنظر برهان است.
به این قضیه خیلى خوب توجه کنید چون کیفیت تصویر بزرگان و حکما در جمع بین مقام اجمال و تفصیل ممکن است موجب شبهاتى باشد، البته همانطوریکه خودتان مستحضر هستید قضیۀ ربط حادث به قدیم از مشکلترین مباحث فلسفى است و خود من مىتوانم در اینجا اذعان کنم که در این زمینه مطالبى را که تابهحال از بزرگان تجربه کردهام و شنیدهام و در کتب خواندهام، یا نتوانستهام به عمق آنچه را که منظور آنان است پى ببرم و این را به مرتبۀ نقصان خودمان برمىگردانیم یااینکه آنها نتوانستهاند آنچه را که [در] مافىالضمیرشان و مقصودشان هست به رشتۀ تحریر دربیاورند مگر بعضى از عرفایى که در این مسئله به مقام شهود رسیده بودند اما در کتب فلاسفه و حکما حتى حکماى متأخر و معروف، این مسئله آنطور که بایدوشاید از نقطهنظر فلسفى نتوانسته است جاى خودش را باز کند. بهطورکلی آنچه را که ما مىتوانیم نسبت به این قضیه صرفنظر از مسائل شهودى و قرائن و شواهد غیبى مطرح کنیم این است که حقایق تکوینیۀ خارجیه به اعیان خارجیه نسبت به مبادى خودشان حیثیت معلولیه دارند و این ربط، ربط تعلیلى است.
خلق شدن مسئلۀ قابلیت با نفس ارادۀ علت
در حیثیت تعلیلى، علت نسب به تأثیر در معلول بدون لحاظ امر دیگر تمامُ الحیازة است یعنى در مسئلۀ فاعلیتِ علت و علیتِ علت هیچ عامل و رادعى جز خود حیثیت علیّه نمىتواند دخالت داشته باشد که ما بگوییم: علت در مقام علیت خودش تمامیت دارد منتها یک جهات خارجیه و موانعى در اینجا هست، قابلیت وجود ندارد یا قابلیت وجود دارد، رادعى بین اعمال علیت و بین تأثر قابل و معلول در اینجا هست، همۀ اینها از نقطهنظر ارادۀ بارى منتفى است. بله! در سلسلۀ علل و معلولیت خارجیه مانند عالم اعراض و احراقیت نار نسبت به حَطَب و امثالذلک مىتوانیم این تصور را داشته باشیم که باید صرف نظر از حیثیت احراقیه رفع موانع در این زمینه باشد تااینکه در اینجا حیثیت علیت بتواند مؤثر باشد و همینطور در سایر علل و معلول این مسئله [هست] و این خود مساوى با نقصان در علت است. همینکه شما مىگویید: علت تام است، دیگر نمىتوانید رادعى براى او درنظر بگیرید و بگویید که رادع تام است و فیضِ حق تام است و ارادۀ بارى نسبت به تحقق معلول تام است ولى در اینجا قابل هم لازم است! این حرف خندهدار است و به فکاهى اَشبه است و حرف حرف عوام است. نفس ارادۀ بارى اگر در علیت، علیت تامه باشد دیگر رادع در اینجا چه کسی مىتواند باشد؟ وقتى که ما افاضه را افاضۀ اشراقیه و اضافه را اضافۀ اشراقیه یا اضافۀ مقولیه که قائم به طرفین است بدانیم قابلى در اینجا وجود ندارد. روى این جهت اصلاً مسئلۀ قابلیت با نفس ارادۀ علت خلق مىشود! التفات فرمودید؟! نهاینکه باید قابلیتى از باب تفاعل یا از باب انفعال باشد مثل کسرتُ الکوز فانکسر که در خارج حیثیت انفعال باید باشد و اگر به جاى کوز در خارج حجر باشد خب دیگر آن جنبۀ قابلیت انکسار را ندارد ولى در اینجا نفس ارادۀ علت بر خلاف سلسلۀ علیت خارجیه در عالم اعیان، خودش ایجاد قابل مىکند؛ یعنى اولاً هم علت خودش ایجاد حیثیت فاعلیه مىکند و بهعنوان فاعل اعمال علیت مىکند و دوم اینکه با نفس اعمال علیت به قابل قابلیت مىدهد! قابل این قابلیت را از خانۀ خالهاش که نیاورده است بلکه این قابلیت را همان علیت [به او] مىدهد.
