
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آنها میپردازند. بحث با نقد نگاههای عامیانه به مسئله علیت آغاز میشود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی میگردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات میکنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد میکند و هیچ رادع یا مانعی نمیتواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشهای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحینگری در فهم معارف، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع میگردد.
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
2معنای حدیث «لولاک لما خلقتُ الافلاک»
اینجا مسائل خیلى عجیب هست و روایاتى که ما در اینجا داریم ـ در این زمینه هم زیاد سؤال مىکنند ـ مثل روایت: «لَولا فاطمة لِما خَلَقتَکُما»1 یااینکه در مورد حضرت میفرماید: «لولا على لما خلقتک و لولاک لما خلقتُ الافلاک»؛2 در اینجا چه جنبههایى لحاظ شده است که این مسئله به این صورت مطرح است؟ بالأخره تقدم و تأخر با کیست؟! تقدم در کجا مىآید و تأخر در کجا مىآید؟ تمام اینها به این حیثیت برمىگردد که نفس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در آن مرتبۀ واحدیتِ خودش، وقتى که در عالم اعیان اعمال علیت مىکند با نفس اعمال علیت، آن حیثیت قبول را ایجاد مىکند و آنوقت آن حیثیت قبول، نفس حضرت صدیقه کبرىٰ علیهاالسّلام مىشود که موجب خلق همۀ اکوان خواهد بود.
در اینجا دو چیز نیست که خدا بخواهد یکى حیثیت قابلیه را اراده کند و یکى حیثیت فاعلیت را در اینجا اراده کند، در اینجا قابل و فاعل را بهوجود مىآورد و نفس ایجاد قابل مساوى با ایجاد فاعلیت است. چطور اینها باهم جور درمىآید؟ اینکه ممتنع است! بنابراین اینکه گفته میشود: رسول خدا اولَ ما خلقَ است یااینکه رسول خدا حیثیت ربطیۀ مقام هوهویت و مقام واحدیت یا أحدیت و واحدیت است، چون گفتیم که أحدیت و هوهویت هیچ تفاوتى باهم ندارند، فقط به این لحاظ است که ارادۀ علت در اینجا خودش موجب قابل هم شده است یعنى علت دو چیز را در اینجا اعمال کرده و بهوجود آورده است؛ اولاً خودش اثرگذار بوده است و وجود نازلۀ خود را در عالم وجود ـ چه مجرد چه ماده ـ ایجاد کرده است. مسئلۀ دوم این است که به آنچه را که ایجاد کرده است حیثیت قابلى داده است یعنى قبول این فاعلیت را در خود بهوجود آورده است، بنابراین مشخص مىشود که همۀ آنچه که در عالم پیدا مىشود و بزرگان فرمودهاند که اینها همه ظهورات هستند، معنای خودش را روشن مىکند که چیزى از حیطۀ وجود خارج نیست و خود وجود است که براى خود فاعلیت ایجاد مىکند و خود وجود است که براى خود استعداد و قابلیت ایجاد مىکند و خود وجود است که اعمال علیّت مىکند و خود وجود است که قبول علیت مىکند. تمام اینها بهواسطۀ نفس ارادۀ مرید است که همان ارادۀ حق است.
- . الجنّة العاصمة، 148، با قدری اختلاف.
- . همان.
