اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آن‌ها می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله علیت آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی می‌گردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات می‌کنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد می‌کند و هیچ رادع یا مانعی نمی‌تواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشه‌ای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحی‌نگری در فهم معارف، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع می‌گردد.

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

5
  • یک وقتى ما خدمت مرحوم علامه طباطبایى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در تهران منزل داماد ایشان که در همان طرف‌هاى پل رومی بود رفتیم. ایشان از وعاظ خیلى معروف بود و الآن هم فوت کرده و به رحمت خدا رفته است. بعد از انقلاب بود و جلسه‌اى هم در آنجا بود و آقایان هم بودند و راجع به بعضى از این مسائل صحبت مى‌کردند. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خواستد بروند ما هم رفتیم و یک شخص دیگری هم بود. چند نفر از این افراد هم بودند از آن اشخاصى که مسئولیت‌هایى داشتند و صحبت از کتابى که متعلق به یکى از همین آقایان بود به نام «ارزش و دانش» ـ یا یک هم‌چنین چیزی بود ـ شد! در آنجا نوشته شده بود که وجود خارجى اقتضاء وجوب نمى‌کند! یعنی آن‌طور نیست که آنچه که در خارج هست اقتضاء وجوب کند که مى‌بایست هم همین‌طور باشد، نه! باید جور دیگرى باشد، این لیوانى که الآن در اینجا به این شکل و به این کیفیت و رنگ و اینها هست، این مى‌توانست جور دیگرى باشد ولى خب حالا به این شکل درآمده است! یا فرض کنید زید که الآن به این صورت، چهره، گوش، حلق، بینى، محاسن و خصوصیات هست مى‌توانست قسم دیگر باشد و به شکل دیگر باشد و الزام و لزومى بر اینکه این وجود خارجى مى‌بایست ابداً و ازلاً به همین کیفیت باشد نیست، حالا ارادۀ خدا تعلق گرفته است و دَنگش گرفته است یا وجودات خارجى و سایر آن امورى که در نقش‌آفرینى این شی‌ء خارجی دخالت دارند [موجب شده زید این‌طور باشد] فرض کنید وقتی در شکم مادرش بود مادرش فلان میوه را خورد و ابرویش به این شکل درآمد یااینکه با فلان شخص دعوایش شد و سر او به این شکل شد و... اینها که به این کیفیت درآمده مسائلى است که مى‌توانست غیر از این باشد! نتیجه این بود که ما از «هست» نمى‌توانیم «باید» را نتیجه بگیریم! مرحوم علامه طباطبایی گفت: اینها همه شعر است، اینها همه شعر است! بعد آن شخصى که داشت اشکال مى‌کرد ـ مرد خوبى بود، موقعیتى هم داشت، یادم هست یکى از وزرا بود ـ نفهمید مقصود علامه چیست! گفت: من دارم نثر مى‌خوانم علامه مى‌گوید: اینها شعر است! بعد مرحوم آقا گفتند که یعنى اینها اصل و پایه‌ای ندارد.