اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آن‌ها می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله علیت آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی می‌گردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات می‌کنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد می‌کند و هیچ رادع یا مانعی نمی‌تواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشه‌ای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحی‌نگری در فهم معارف، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع می‌گردد.

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

10
  • کیفیت فاصلۀ بین حقایق عینیۀ خارجى با ارادۀ فاعل و ذات اقدس پروردگار

  • پس در مسئلۀ علیت و ارتباط آن با فاعل همین‌که شما تصور علیت تام را مى‌کنید دیگر وجود مانع در اینجا چه نقشى مى‌تواند داشته باشد؟ دیگر در اینجا صوارف خارجه از حیطۀ علت چه نقشى مى‌تواند داشته باشد؟! همین‌که شما مى‌گویید: علت تام است؛ یعنى در ارادۀ علت براى ایجاد علیت و تأثیر خارجی او که حیثیت معلولیه است، هیچ رادعى وجود ندارد بلکه تمام جوانب نقص مسدود است. التفات کنید! تمام روزنه‌های براى عدم تأثیرپذیرى بسته شده است و فقط این در ارادۀ خودش مى‌ماند و وقتى که در ارادۀ خودش ماند نفس ارادۀ او موجب تحقق خارجى و ظهور خارجى همان علت خواهد بود. دقت کنید! صحبت در اینجا این است که فاصلۀ بین حقایق عینیۀ خارجى و بین مبادى عالیۀ خودش که همان ارادۀ فاعل و ذات اقدس پروردگار است، چیست؟ آیا خارج از حیطۀ وجود و خارج از سلسلۀ نزول اسماء کلیه و صفات کلیه است یا داخل در این است؟ اگر خارج از این باشد پس ما باید یک وجود ثانى براى وجود اول فرض کنیم هذا خلاف المراد! اگر در همان است پس بین ارادۀ مرید و بین حقیقت خارجى و اعیان شهودیه چه چیزى دیگر مى‌تواند فاصله باشد؟! تمام شد! پس تمام آنچه که گفته مى‌شود مثل علم عنائی حق، مقام اجمال، مقام ابهام، حقایق متدرّج الحصول در زمان و... تمام اینها پى کارشان مى‌روند. حرف و مسئله و لبّ قضیه همان مى‌ماند که خواجۀ شیراز پرده از سرّ آن برمى‌دارد:

  • این‌همه عکس می و نقش مخالف که نمود***یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد1
  • و تمام شد! همین‌که ارادۀ حق به تعلق بر صورت خارجیۀ اعیان خارجیه گرفت، تا خدا خدایى مى‌کند تمام آن اشیاء خارجیه بالفعل موجود هستند! یعنى الآن، فردا موجود است! ببینید الآن، فردا موجود است نه‌اینکه فردا خواهد آمد! فردا خواهد آمد یعنى چه؟ یعنى نیست؟! با این برهان در تضاد مى‌شود. بنابراین الآن، پس‌فردا موجود است! الآن هفتۀ دیگر هم موجود است! نگویید: تناقض است. منظور من از الآن، الآنِ فعلیتِ غیر زمانیه است. آنچه که موجب تضاد در ظهور اعیان خارجیه است حقایقى است که وجود آنها و ظهور آنها منوط به زمان است، بحث من بحث فعلیت است و فعلیت مافوق زمان است. پس وقتى که مى‌گویم: الآن فردا موجود است، نگویید: الآن چطور شنبه و یکشنبه در یک رتبه قرار گرفتند! شنبه و یکشنبه در ظهور خارجى در یک رتبه نمى‌توانند قرار بگیرند ولى در خود حاقّ واقع و در نفس الأمر و در وجود فعلى خارجى خود، در یک آن قرار گرفتند.

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٧٧.