اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آن‌ها می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله علیت آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی می‌گردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات می‌کنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد می‌کند و هیچ رادع یا مانعی نمی‌تواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشه‌ای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحی‌نگری در فهم معارف، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع می‌گردد.

برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول

11
  • بنابراین اینکه گفته مى‌شود ممکن است انسان از نقطه‌نظر شهودى بتواند چشم باطن و چشم قلبش و آن کسی که حیثیت کشفى خود را ارتقاء بدهد به‌نحوى‌که بتواند مثال اعیان خارجى که متحقق الوقوع در آینده هستند را ببیند، این مسئله با برهانى که ما بر عینیت بین علت و معلول از نقطه‌نظر فعلیت و تنجّز خارجى اقامه کردیم منافات پیدا مى‌کند. این برهان این را مى‌رساند که کسى که چشم دلش باز شده است الآن صورت حقایق خارجیه را نمى‌بیند، نه‌اینکه صورت را ببیند مثل عکس و فیلم یا چیزهاى دیگر که الآن مى‌بینید ـ حالا عکس و فیلم مربوط به اشیاء ماضیه است. فرض کنید عکس و فیلم مربوط به اشیاء مستقبل و آتیه را به شما نشان بدهند، این‌طور نیست ـ بلکه شما وقتى که در کشف و در حقیقت کشفیه مشاهده مى‌کنید، نفس خود آن عین خارجى را مى‌توانید ببینید و مى‌توانید به او دست بزنید و مى‌توانید ثقل او را احساس کنید، سایه او را احساس کنید، سنگینى او را احساس کنید! خود او را احساس کنید، نه صورت را! صورت را احساس نمى‌کنید بلکه خود نفس او را احساس مى‌کنید، چرا؟ چون او الآن وجود خارجى دارد منتها آن وجود خارجى براى ما نامأنوس و نامشهود است. وقتى که الآن عرض کردم یکى دارد در خیابان راه مى‌رود بالأخره دارد راه مى‌رود یا نمى‌رود؟ خب ما نمى‌بینیم. نبینیم! ندیدن ما دلیل بر عدم او نیست، نه! او دارد در خیابان راه مى‌رود و شما براى اینکه به او برسید نمى‌توانید در فیضیه بمانید و او را لمس کنید، ببینید، مسّ و مشاهده کنید بلکه باید از درِ فیضیه خارج شوید و بروید یک مسافتى مثلاً صد متر را طى کنید و او را در خیابان ببینید! پس شما باید حرکت‌هایی بکنید، فرض کنید مسافتی را طى کنید تااینکه از نقطه‌نظر علم و معرفت به این معرفت برسید.