
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آنها میپردازند. بحث با نقد نگاههای عامیانه به مسئله علیت آغاز میشود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی میگردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات میکنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد میکند و هیچ رادع یا مانعی نمیتواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشهای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحینگری در فهم معارف، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع میگردد.
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
7گفت هر کو را منم مولا و دوست *** ابن عم من على مولاى او است1 منظور از مولا دوست است!
واقعاً آدم نمىداند بر این افکار و گفتار بخندد یا بگرید! بعضیها اگر حرف نزنند سنگینتر هستند. آخر این حرفهایی که شما مىزنید و مطالبى را که شما مىگویید والله و بالله به شما مىخندند! مثل اینکه بنده بیایم در مجمعى که مجمع مهندسى و پزشکى باشد بخواهم اظهار نظر و رأى بکنم! خب بابا مىخندند و مىگویند که آقا ما که تو را قبول داریم نه بهخاطر این است که رفتى چهارتا کتاب پزشکى خواندهاى بلکه بهخاطر این است که میتوانی مطالب اسفار و مطالب وسایل الشیعه و مطالب لمعه و فلان را براى ما بگویى! کسى از تو این را نخواسته است خب پزشکان اینقدر هستند، افرادی هستند که نسبت به این مسائل تخصص دارند، کسى هم از تو نظر نخواسته است! یا فرض کنید راجع به فنون دیگر؛ من باید بیایم در فنّ خودم و در تخصص خودم حرف بزنم! آخر تو که دو صفحه نخواندهاى چرا مىآیى اشعار مولانا را معنا مىکنى که اینطور آبروریزى کنی؟ آنوقت آیا این اشکال بر خود ما وارد نیست؟! شما که همین اشکال را به بقیه مىگویى که چرا مىآیند در ساحت دین دخالت مىکنند، خب آقا این اشکال اول به خود شما برمىگردد! چرا در چیزى که وارد نیستى دخالت مىکنی؟ خب جوابت چیست؟ هیچ، سر را باید پایین بیاندازى و صدایت هم درنیاید! در کار افراد و فنون دیگر هم دخالت نکن! آخر این یک چیز بدیهى است. ما اینهمه ادعا داریم که حوزه فلان است و مقام شامخ حوزه [باید محفوظ باشد] و... ! متانت حوزه به این است که جایگاه خودش را بداند که چیست و بفهمد هر کسى کجاست و پا از حد خودش فراتر نگذارد.
بنده در مجلسى بودم که یک جلسهای بود و در آنجا چند نفر بودند، من گفتم: اولین مطلبى که مىخواهم از شما سؤال کنم این است که شما چه توقعى نسبت به جوابهایى که از من مىخواهید، دارید؟ آیا شما توقع دارید که به تمام مسائل دین و به تمام رموز دین و به تمام اسرارِ احکام دین مطلع باشم؟! اگر اینطور است سراغ شخص دیگر بروید، بنده نیستم. بنده در حد اطلاع خودم و در حد وسع خودم و نسبت به آنچه که مىفهمم و به آن رسیدهام، به همان مقدار مىگویم: مىدانم و نسبت به بقیه مطالب مىگویم: نمىدانم.
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر ششم، ص 642.
