
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آنها میپردازند. بحث با نقد نگاههای عامیانه به مسئله علیت آغاز میشود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی میگردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات میکنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد میکند و هیچ رادع یا مانعی نمیتواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشهای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحینگری در فهم معارف، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع میگردد.
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
9منشاء اعتماد کردن به بزرگان
بعضىها مىگفتند: آقا شکستهنفسى میکنید؟ گفتم: ما شکستهنفسى و بندى و این چیزها نداریم بلکه همۀ واقعیت همین است؛ آنچه را که به نظرم مىرسد مىگویم و آنچه که به نظرم نرسد نمىگویم.
خود بنده از مرحوم علامه طباطبایی سؤالاتى مىکردم که ایشان مىفرمودند: نمىدانم! گفتم که آقا امساک مىفرمایید؟! مىفرمودند که به جدّم نمىدانم. عبارت ایشان به بنده این بود: «به جدّم نمى دانم. چطورى بگویم؟! گفتیم که خیلى خب، دعوا نداریم. وقتى که مىگوید: نمىدانم، من بگویم: حتماً مىدانید؟! وقتى که بیرون آمدیم دیگران به من گفتند: نه آقا! علامه به شما فلان کرد، گفتم که آقاجان به من بگو علامه در این دنیا با چه کسى رودربایستى ندارد؟ به قول شما با من رودربایستى داشت، شما یکى را که با او رودربایستى ندارد ببر و بگو آقا این سؤال من را از او بپرسد، رودربایستى ندارد دیگر! علامه اهل این حرفها نبودند، علامه اهل صدق بود، دروغ نداشت، تقلب و کلک نداشت صفاى محض بود و همین مسئله باعث مىشود انسان نسبت به این افراد اعتماد کند. پس اعتماد از کجا پیدا مىشود؟ بنده از علامه سؤال کردم که آقا رابطۀ بین شهاب ـ در کتاب چیز آوردهام و بعد هم حالا خودمان یک توجیهى کردیم ـ و بین رجم شیاطین به چه کیفیت است؟! فرمودند: به جدّم نمىدانم. درست شد؟! خب وقتى که ما به تفسیر ایشان هم مراجعه مىکنیم می بینیم آنهم به همین خصوصیات است. خلاصه بایستى که راجع به این قضیه تأمل کرد و خب مطالب دیگرى هم در این مسئله وجود دارد.
گاهى من به صورت خصوصى خدمت ایشان مىرسیدم نهاینکه در میان جمع! من با ایشان جلسات خصوصى و تنها خیلى داشتم و کسى مطلع نبود. این مسئله آن مسئلهاى است که ما بایستى به آن توجه کنیم! مرحوم آقا شیخ محمدحسین کمپانى کجا؟! مرحوم آقا شیخ محمدحسین کمپانى در آن مسائلِ خودش و در مبانىشان مطالبى دارند ولى من یک روز خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ رفتم و گفتم که آقا این مطالبى که بین مرحوم آقا سید احمد و آقا شیخ محمدحسین کمپانى هست با یک قاعدۀ علیت، حل است و اینقدر داد و بیداد ندارد! ایشان فرمودند: بله، اگر آدم به قاعدۀ علیت خوب و درست برسد دیگر کار تمام است! فناء، اعیان ثابته و غیر ثابته، مقام اتحاد بین اسم و ذات و اینها همه [حل مىشود]. من گفتم که آقا قضیه چیزى نیست که اینقدر دعوا کردند و در سر همدیگر زدند و هفتتا نامه اینطرف و آنطرف [فرستادند] و بعد در آخر آقا سید احمد با آن عبارات کذایى و... التفات کردید؟!
