اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی می‌دانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از شواهد روایی و قرآنی، به‌ویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان می‌دهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور می‌یابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین می‌شود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشت‌های سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسوی‌الله تشریح می‌شود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی می‌دانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از شواهد روایی و قرآنی، به‌ویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان می‌دهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور می‌یابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین می‌شود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشت‌های سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسوی‌الله تشریح می‌شود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

13
  • فَتعیّنَ الثانی و هو کونهُ موجوداً فی العَقلِ مُتشخِّصاً بِتشخُّصٍ عقلی بِحیثُ یُمکنَ أن یَلتفتَ إلیه بِدونِ الالتفات إلى تَشخصهِ و هذا المَعنى جوهر لحِملهِ عَلى الجواهرِ حملاً اتحادیا فَیثبتُ بِذلکَ وجودُ جواهرٍ عَقلیة فی العُقول یَکونُ تِلکَ الجواهر ماهیاتِ الموجوداتِ الخارجیة و هذا هوَ بِعینه مَذهب أفلاطون فإن قیل المشهور أن أفلاطون أثبت الجواهر العقلیة فی الأعیان بحیث هی ماهیات کلیات للأفراد الخارجیة.1

  • فَتعینَ الثانى که ظرف وعاء و وجودش ذهن است. از اینجا مى‌فهمیم که افلاطون این را نمى‌گوید چون وجود عقلى که وجود خارجى پیدا نمى‌کند بلکه افلاطون مى‌گوید که این صور در خارج وجود دارند همان‌طوری‌که شما دارید اشیاء خارجى را مى‌بینید این صور را هم بدون التفات به تشخص آن می‌توانید ببینید و این معنا جوهر است چون بر آن جواهر جزئیه به‌نحو حمل اتحادى حمل مى‌شود؛ مى‌توانیم بگوییم که همان انسان نفس زید است. به‌واسطۀ جواهر عقلیه در عقول ثابت مى‌شود که ما تنها جواهر عقلیۀ خارجیه نداریم بلکه عقلیه هم داریم. این جواهر ماهیات موجودات خارجى بر وجه اجمال هستند [و این همان] مذهب افلاطون است. البته طبعاً این معنا با آنچه را که افلاطون درصدد اثبات اوست منافات دارد چون افلاطون نمى‌گوید که وجود صور کلیه وجود عقلى است بلکه افلاطون مى‌گوید که وجود این صور وجود خارجى است منتها وجود خارجى سعه‌اى و کلى است نه وجود خارجى جزئى و محدود، و این تأویل و توضیحى را که [می‌گویند] ـ البته در جلسۀ بعد باز هم عرض مى‌کنم و اشکال دیگرى که بر این قضیه وارد است را عرض مى‌کنم ـ افلاطون مى‌آید وجود سِعى را ثابت مى‌کند منتها وجود سعى که قابل انطباق بر اشیاء است و وجود ماهیت مبهمه در عقل اصلاً قابل انطباق بر خارج نیست بلکه فقط ظرف آن ظرف ذهن است. چطور ممکن است شما درختى را در ذهن تصور کنید که آن درخت با همان ابهامش و با همان غیر مشخصاتش در خارج تحقق پیدا کند؟ هر درختى که در خارج تحقق پیدا مى‌کند باید یک مشخصات خاصّ خودش را داشته باشد. هرکدام برای خودش است. بنابراین تا وقتى که در ذهن هست قابل انطباق در خارج نیست و وقتى که در خارج تحقق پیدا کرد او نخواهد بود چون او مبهم است و این مشخص است.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 49.
/ 260