اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

ارتباط وجودی عالم مثال با حقایق محسوس و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی می‌دانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از شواهد روایی و قرآنی، به‌ویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان می‌دهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور می‌یابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین می‌شود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشت‌های سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسوی‌الله تشریح می‌شود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

3
  • بنابراین به‌واسطۀ خصوصیت مادى بین ما و اشیاء خارجى براى این گرفتارى و محبوسیتى که ما در این حجاب جهل و نادانى داریم باید این واقعیت مُتدرّجُ الحُصول براى ما حاصل بشود تا در هر آنى ما این حضور را لمس و مسّ کنیم و اگر این واقعیت مُتدرّجُ الحُصول یعنی این زمان را ـ حالا اسمش را واقعیت گذاشتن یک قدرى تسامح است ـ به‌دست نیاوریم در آن جهل نسبت به قبل و نسبت به بعد هستیم منتها جهل نسبت به قبل جهل حضورى است اما آن صورت ذهنیه وجود دارد. جهل نسبت به بعد اصلاً جهل نسبت به أصلُ الشی‌ء است. من الآن نمى‌دانم یک دقیقۀ دیگر چه اتفاقى مى‌افتد. بله، این حضور خود را در این موقعیت استمرار و استصحاب نسبت به آینده مى‌کنم. این استصحاب به آینده است و استصحاب قدیم به الآن نیست و استصحاب به عدم شی‌ء.

  • جای خالی بحث استصحاب نسبت به حکم در آتی

  • لذا یکى از مسائلى که در اصول خیلى روى آن بحث نشده است ولیکن باید در بحث استصحاب مطرح شود، استصحاب نسبت به حکم در آتی است؛ یعنى همان‌طوری‌که مقتضاى عرف و سیرۀ عقلائیه بر حجیت استصحاب در استمرار یقین سابق نسبت به شکّ لاحق است، همین‌طور و به همین ملاک استقرار سیرۀ عقلائیه و آن باور خود انسان در این استصحاب نسبت‌ به سریان و جریان حکم فعلى و بقاء موضوع نسبت به ازمنۀ آتیه است الاّ اینکه یَحدثُ مانعٌ و حدثَ حادِث باشد ولکن ما مى‌توانیم نسبت به احکام آتیه هم در آنجا استصحاب کنیم و این یکى از مواردى است که خب اینها قائل به اصل مثبِت هستند ولیکن این از اصل مثبِت خارج است.

  • شکل‌گیری مسئلۀ مثل افلاطونی

  • در قضیۀ ارتباطِ وثیق بین حقایق خارجیه و آن صورت عینیه است که مسئلۀ مثل افلاطونى در اینجا شکل پیدا مى‌کند. البته در مسئلۀ افلاطون ایشان نسبت به این بیانى که بنده عرض کردم با این خصوصیت مطلب ندارند ولکن قائل به یک حقیقت وجودیۀ خارجیه هستند یعنى یک واقعیت خارجیه، نه آن‌چنان‌که بعضى تصور کردند همان‌طوری‌که در بحث این جلسه هست که بعضى‌ها خیال کردند مقصود از این کلام افلاطون همان کلى طبیعى است که آن کلى طبیعى ظرف و وعاء وجودش همان عقل و ذهن است و همان‌طوری‌که انسانى که مجرد و معرّاىِ از اعیان و خصوصیات خارجى و مشخصات خارجیه باشد وجودى ندارد مگر در ذهن، همین‌طور این حقیقت را به این کیفیت در علم إلٰه ثابت کردند و گفتند: همان‌طوری‌که در ذهن یک هم‌چنین مسئله‌ای هست یک هم‌چنین مطلبى را در علم إلٰه افلاطون معتقد است بعد مثل را به این برگرداندند. آن حقیقتى که در علم إلٰه هست آن حقیقتى است که داراى مشخصات خارجیه نیست و داراى طول و عرض و ابعاد نیست و داراى رنگ و لون نیست بلکه یک حقیقتى است که آن حقیقت حتى از خود اطلاق هم مجرد است. خب این کلامى ‌است که در توضیح کلام افلاطون بیان شده است و ظاهراً همان محقق ... در این مسئله این مطلب را دارند.