اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل می‌شوند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های سطحی به افعال مادی، تبیین می‌کنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، می‌تواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرت‌های تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار می‌گیرد.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل می‌شوند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های سطحی به افعال مادی، تبیین می‌کنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، می‌تواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرت‌های تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک

6
  • اگر حتى در همین روایات نگاه کنیم ـ در مباحث اصولیه و کلامیه این بحث مى‌آید ـ مى‌بینیم که در مباحث تجرّى خود روایات در اینجا آمدند و ائمه و مبانى ما مباحث وجود نفسى را بر مباحث وجود عینى و وجود خارجی مقدم کرده‌اند. مى‌گویند: «اللهم العن بنى امیة قاطبة لِأنَّهم رَضوا بِعملِ آبائِهم»1 این به معناى چیست؟ اینکه بعد از دویست یا سیصد سال آمده است مگر نفس رضایت موجب ذنب است؟! ذنب را کسى انجام داد که تجهیز جیش و جنود براى قتل سیدالشهدا علیه‌السّلام کرد، اما فرض کنید کسى که «لِأنَّهم رَضوا بِعملِ آبائِهم» او که کارى انجام نداده بلکه در خانه‌اش نشسته است و دویست یا سیصد سال بعد آمده است درحالى‌که ما مى‌بینیم مسئله به این کیفیت است.

  • مکفی بودن نیت فعل خیر، درصورت عدم قدرت انجام آن

  • یا در روایات داریم: کسى که نیت حج داشته‌ باشد و موفق براى حج نشود خداوند به او ثواب حج را مى‌دهد یا شخصى که نیت خیر داشته باشد خداوند براى او ثوابش را مى‌دهد.2 این مسئله خیلى براى انسان موجب امیدوارى است که این‌قدر انسان به‌دنبال عمل ظاهر براى کسب ثواب نرود بلکه این در صورت امکان و تهیؤ شرایط خارجى است. حالا اگر برای کسى آن شرایط خارجى نیست، خب نیست که نیست، هم راحت‌تر است و هم دردسرش کمتر است.

  • طرف به مکه رفته بود و خلاصه خیلى داشت دعا مى‌کرد، گفت که خدایا به من ثروت بده! گفتند: ثروت مى‌خواهى چه‌کار؟! هر کسى اینجا دعا مى‌کند که خدایا چه کن و به ما بهشت بده و... تو دارى در اینجا مى‌گویى: خدایا ثروت بده! گفت: تو نمى‌دانى من چه دعایى دارم مى‌کنم! ـ حالا خیال کرد دارد چه‌کار مى‌کند، چه کشف سرّ مستترى کرده است! ـ گفت: من این ثروتى را که پیدا مى‌کنم مى‌خواهم در راه خدا خرج کنم! غافل از اینکه بدون اینکه دعا بکند صرفاً به‌خاطر آن نیتى که داشته به پایش مى‌نویسند، مگر این‌همه از بزرگان و اولیاء بودند گنج قارون داشتند تا به این مطالب رسیدند؟! نه، در نیت ایشان این است که اگر پول داشته باشد انفاق بکند، تمام شد! مثلاً اگر فقیرى را در خیابان مى‌بینید نیت می‌کنید تا دست در جیبتان مى‌کنید و مى‌بینید که پول ندارید، به پاى شما مى‌نویسند! همین‌که شما احساس مى‌کنید که شخص مریض است و دلتان براى او مى‌سوزد که اگر مکنت داشتم براى او کارى انجام مى‌دادم، تمام شد، براى شما یک ممرضیت و مساعدت با مریض را نوشتند!

    1. . عیون أخبار الرضا علیه‌السّلام، ج 1، ص 237، با قدری اختلاف. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به شفاء الصّدور، ج 1، ص 367.
    2. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به بحار الأنوار، ج 6۷، تتمة أبواب مکارم الأخلاق، باب النیة و شرائطها و مراتبها و کمالها و ثوابها و أن قبول العمل نادر، ص ۲۱۲.
/